تبليغاتX
خلیج فارس (Persian Gulf )

خلیج فارس (Persian Gulf )

وطن یعنی: خلیج تا ابد فارس

در روح و جان من (ایران ایران)

در روح و جان من
می مانی ای وطن
به زیر پا فِتَد آن دلی که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی ننشیند در سخن
که بهر عشق والای تو همه جهان نیرزد

در روح و جان من
می مانی ای وطن
به زیر پا فِتَد آن دلی
که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی ننشیند در سخن
که بهر عشق والای تو همه جهان نیرزد

ای ایران ایران
دور از دامان پاکت دست دگران بد گهران
ای عشق سوزان
ای شیرین ترین رویای من تو بمان در دل و جان
ای ایران ایران
گلزار سبزت دور از تاراج خزان جور زمان
ای مهر رخشان
ای روشنگر دنیای من به جهان تو بمان

سبزی سر چمن سرخی خون من سپیدی طلوع سحر
به پرچمت نشسته
شرح این عاشقی ننشیند در سخن
بمان که تا ابد هستیم به هستی تو بسته

ای ایران ایران
دور از دامان پاکت دست دگران بد گهران
ای عشق سوزان
ای شیرین ترین رویای من تو بمان در دل و جان
ای ایران ایران
گلزار سبزت دور از تاراج خزان جور زمان
ای مهر رخشان
ای روشنگر دنیای من به جهان تو بمان

در روح و جان من
می مانی ای وطن
به زیر پا فِتَد آن دلی که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی ننشیند در سخن
که بهر عشق والای تو
همه جهان نیرزد

خواننده : محمد نوری

شعر : تورج نگهبان

آهنگ : محمد سریر

 

 

+ نوشته شده در  87/09/21ساعت 16:27  توسط ابی  | 

 

ای ایران ای مرز پر گهر ای      خاکت سرچشمه هنر

دور از تو اندیشه بدان      پاینده مانی تو جاودان

ای دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم      جان من فدای خاک پاک میهنم

مهر تو چون شد پیشه ام      دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما      پاینده باد خاک ایران ما

سنگ کوهت در و گوهر است      خاک دشتت بهتر از زر است

مهرت از دل کی برون کنم      برگو بی مهر تو چون کنم

تا گردش جهان و دور آسمان به پاست      نور ایزدی همیشه رهنمای ماست

مهر تو چون شد پیشه ام      دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما      پاینده باد خاک ایران ما

ایران ای خُرم بهشت من      روشن از تو سرنوشت من

گر آتش بارد به پیکرم      جز مهرت در دل نپرورم

از آب و خاک و مهر تو سرشته شد گِلم      مهر اگر برون رود تهی شود دلم

مهر تو چون شد پیشه ام      دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما      پاینده باد خاک ایران ما

+ نوشته شده در  87/09/21ساعت 16:24  توسط ابی  | 

پیامک های ملی

در جهت بالا بردن اطلاعات همه ی هم میهنان در مورد وقایع ملی و حوادثی که متاسفانه از آنها بیخبریم بر آن شدم این پست را بکار اندازم.

امیدوارم شما عزیزان ما را یاری کنید 

نخستین پیامک ملی بخاطر سالروز باز پس گیری جزایر سه گانه:

من نگاهم از تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی نور میگیرد.
نهم آذرماه سالروز بازگشت جزایر سه گانه به دامان میهن گرامی باد.

لطفا این پیامک را با تلفن همراه به دوستانتان بفرستید.

+ نوشته شده در  87/09/04ساعت 11:33  توسط ابی  | 

جزایر سه گانه از منظر تاریخی

پاسخی به ادعاهای اعراب
 
جزایر تنب بزرگ و گوچك و ابوموسی ، سه جزیره كوچك ایرانی در خلیج فارس می باشند.
جزیره تنب كوچك ، یك مایل طول و سه چهارم مایل عرض دارد و در فاصله 22 مایلی ساحل قرار گرفته است . جزیره تنب بزرگ در 17 مایل جنوب ایران و در جنوب غربی جزیرۀ ایرانی قشم می باشد و با سواحل آن سوی خلیج فارس 43 مایل فاصله دارد.

جزیره ابوموسی تقریباً در وسط خلیج فارس می باشد و تنها چند مایل از غرب یك جزیره دیگر ایران به نام سیری، فاصله دارد.
این جزایر از گذشته های بسیار دور بخشی از قلمرو ایران بوده اند و در قرنهای 18 و 19 میلادی جزء حوزۀ صلاحیت و حكمرانی لنگه به حساب می آمده اند كه خود یك بخش اداری از استان فارس بوده است.

حاكمیت ایران بر این جزایر در كتابها ، اسناد تاریخی ، سالنامه ها ، شرح وقایع راهنمایان دریایی ، نقشه های جغرافیایی و به خصوص در اسناد رسمی ، گزارش های اداری و یادداشتهای وزارت خارجه و دفتر امور هندوستان در انگلیس در خلال قرنهای 17 و 18 و بخش اعظم قرن 19 منعكس شده است.
چابهای اول و دوم ( 1883 و 1864 ) كتاب وزارت دریاداری انگلستان تحت عنوان « راهنمای دریایی خلیج فارس » می باشد كه در آنها هر سه جزیره به صورت بخشی از قلمرو ایران نشان داده شده است . همچنین ، جزایر مزبور در « نقشه اداره جنگ » انگلستان كه در سال 1887 تهیه شده ، نقشه لرد كروزن از ایران مورخ 1892 و نقشه مساحی روز مورخ 1897 جزایر ایرانی هستند و به رنگ قلمرو ایران مشخص شده اند.

در زمان حكومت امپراطوری گستردۀ هخامنشی ( 330-550 قبل از میلاد ) خلیج فارس یك دریای ایرانی بوده و اتحادیۀ سرزمینهای ایرانی ضامن حفظ صلح ، امنیت و نظم در سراسر منطقه و مسیرهای دریایی این امپراطوری محسوب می گردیده است . طبق آثار هردوت در زمان داریوش بزرگ (485-521 ) قبل از میلاد ، مناطق و جزایر خلیج فارس استان ( ساتراپ ) چهاردهم این امپراطوری تلقی می شده است.

در خلال سالهای بعدی كه نظام جهان به صورت دو قطبی درآمده و تحت سیطرۀ امپراطوریهای پارت و ساسانی (238 ق.م - 641) از یك سو و امپراطوری روم از سوی دیگر بوده است ، خلیج فارس همواره بخشی از اتحادیه سرزمینهای ایرانی و یك دریای ایرانی تلقی می شده است. حكومت ایران ( در این دوره نیز ) همچنان ضامن حفظ صلح ،امنیت و نظم در این حوزه بود.

در خلال دوران ساسانی – از 224 تا 641 میلادی – اتحادیۀ ایران توانست با زیركی و مهارت سیاسی بیشتری به موجودیت خود ادامه دهد.

در دوران حكومت آل بویه ، در واقع همۀ حوزه خلیج فارس و حاشیه جنوبی آن بخشی از قلمرو حكومت مزبور محسوب می شد.

در زمان سلجوقیان ( 1194 – 1055 ) ، سلاطین سلجوقی وارث سلطۀ بلامنازعی بر خلیج فارس بودند.

تهاجم مغولها باعث بروز هرج و مرج بی سابقه ای در امپراطوری ایران شد. مع هذا، فارس و كرمان با درایت حكّام محلی خود از عواقب ویرانگر این تهاجم جان سالم به در بردند. حكّام مزبور ، گاهی به اتفاق ، ولی اغلب به طور مستقل بر حوزۀ خلیج فارس تسلط داشتند و برای این امر به قدرت دریایی اتباع خود یعنی شیوخ قیس و هرمز متكی بودند.

در دوران حكومت ایلخانان ، سلطان هرمز كه تابع حاكم فارس بود ، قدرت دریایی و تجاری بی سابقه ای كسب كرد و در واقع به موقعیتی دست یافت كه می توان آن را همتای « ونیز » در آسیا محسوب كرد.

در عرض 150 سال بعدی یعنی از سال 1346 تا 1500 تمامی جزایر و سواحل خلیج فارس تحت حكومت سلطان هرمز بود كه خود تابع حكّام فارس یا كرمان محسوب می شد.
در این زمان نادر شاه تا پایان قرن ، بندر لنگه و جزایر مرتبط با آن یعنی فارور ،سیری ، ابوموسی و تنب ها همچنان تحت حكومت حكّام لنگه –كه خود وابسته به استان فارس بودند- قرار داشت .

با توجه به حقایق فوق ،به طور منطقی می توان گفت :
لنگه و جزایر مربوط به آن یعنی سیری ، فارور ، بنی فارور،ابوموسی و تنب ها همیشه بخشی از قلمرو ایران بوده است.

در دورۀ بین 1820 تا 1887 مقامات انگلیسی در خلیج فارس به طور مداوم و قاطع معتقد بودند كه جزایر تنب و ابوموسی بخشی از قلمرو ایران است.
در همین دوره چندین نقشۀ رسمی تهیه شده است كه به عنوان مدارك كارتوگرافیك دربارۀ نحوۀ تقسیم مناطق متعلق به ایران در نظر گرفته می شوند و در آنها جزایر تنب و ابوموسی بخشی از ایران می باشند . به عبارت دیگر،این نقشه ها گویای آن است كه مقامات انگلیسی تعلق جزایر مزبور را به ایران به رسمیت شناخته اند.

به علاوه ، نقشه های مزبور توسط ایران و برای اثبات حاكمیت آن بر جزایر مورد نظر تهیه نشده اند ، بلكه نقشه های انگلیسی هستند كه علناً جزایر تنب و ابوموسی بخشی از ایران می باشند . به عبارت دیگر ، این نقشه ها گویای آن است كه مقامات انگلیسی تعلق جزایر مزبور را به ایران به رسمیت شناخته اند.
به علاوه ، نقشه های مزبور توسط ایران و برای اثبات حاكمیت آن بر جزایر مورد نظر تهیه نشده اند، بلكه نقشه های انگلیسی هستند كه علناً تنب و ابوموسی را به عنوان بخشی از قلمرو ایران نشان می دهند.
از جمله :
( الف) در شرح وضعیت دریانوردی در خلیج فارس كه در سال 1786 توسط جان مك كلئور تهیه و به وسیله شركت هند شرقی چاپ شده است ، جزایر و بنادر خلیج فارس به 5 قسمت تقسیم شده است. قسمت چهارم آن مربوط به جزایر ایرانی است كه جزایر تنب و ابوموسی به وضوح در میان آنها درج شده اند.

(ب) در اثری تحت عنوان یادداشتهای جغرافیایی مربوط به امپراطوری ایران كه جی . ام . كیز مشاور سیاسی سرجام ملكم در زمان مأموریتش در ایران تهیه كرد و در سال 1813 به چاپ رسیده است ، جزایر تنب و ابوموسی به عنوان جزایر ایرانی ذكر شده اند. در چاپ دوم كتاب كه در آن نقشۀ رنگی ، جای نقشۀ سیاه و سفید چاپ قبلی را گرفته است جزایر تنب و ابوموسی علناً به رنگ قلمرو ایران مشخص شده اند.

(ج) به همت وزیر مختار بریتانیا در هند ، كاپیتان سی . بی. اس. سنت جان در سال 1876 نقشه ای از خلیج فارس تهیه كرد كه در آن جزایر تنب و ابوموسی به همان رنگ قلمرو اصلی ایران است.

(د) نقشه وزارت جنگ بریتانیا ( مورخ 1886 ) درباره ایران،
این نقشه توسط شاخه اطلاعات وزارت جنگ در بریتانیا تهیه شده و در سال 1886 منتشر گردیده است. در این نقشه جزایر تنب و ابوموسی به رنگ قلمرو اصلی ایران است.

(ه ) نقشه لرد كروزن
به دستور لرد كروزن در سال 1892 نقشه ای از ایران تهیه شد و گزارش ضمیمه این نقشه هیچ تردیدی باقی نمی گذارد كه جزایر تنب و ابوموسی جزء قلمرو ایران است . در نقشه مزبور جزایر مورد نظر همگی به رنگ قلمرو اصلی ایران هستند.

(و ) در سال 1897 نقشۀ رنگی ایران توسط دفتر نقشه برداری اداره امور خارجی هند تهیه شده و به وسیله حكومت هند منتشر گردید. در این نقشه نیز جزایر تنب و ابوموسی به رنگ قلمرو اصلی ایران است.

طبق حقوق بین الملل ، اشغال یكی از روشهای اولیه كسب سرزمینی توسط یك دولت در قلمرویی كه به هیچ دولتی تعلق نداشته ، از طریق حضور واقعی ، دائمی و مؤثر وكنترل بر منطقه مورد ادعاست.

به عبارت دیگر اشغال عبارت از اقدام دولت به تصاحب سرزمین است كه بر طبق آن دولت اشغال كننده از روی قصد حاكمیت ، قلمرویی را كه در زمان اشغال تحت حاكمیت هیچ دولتی نیست به دست می آورد.

دو شرط برای تحقق این حاكمیت ضروری است. نخستین شرط : این است كه قلمرو اشغال شده باید بلاصاحب باشد و شرط دوم ، اینكه اشغال به صورت واقعی و مؤثر انجام شده باشد.

دیوانهای بین المللی الف: در قضیه مرز گینه انگلیس – برزیل (1904 ) ، داور سرزمین بلاصاحب را به عنوان سرزمینی مورد اشاره قرار داد كه « قلمرو حكومت هیچ دولتی نیست .»ب، در قضیه جزیره پالماس (1928) داور به چنین سرزمینی تحت عنوان سرزمین «بدون سرور» اشاره كرد. ج، در قضیه جزیره كلیپرتون (1932) داور اضهار داشت ، سرزمین بلاصاحب یعنی « سرزمینی كه متعلق به دولتی نیست.»

طبق فرهنگ حقوق بین الملل سرزمین بلاصاحب یعنی سرزمینی كه به هیچ دولتی تعلق ندارد همین تعریف توسط اوپنهایم و هاك ورث نیز ارائه شده است.
كویت ، آن را سرزمینی می داند كه متعلق به هیچ دولت متمدنی نیست.
مور نیز تعریف مشابهی دارد و می گوید سرزمین بلاصاحب یعنی سرزمینی كه به« اشغال قدرت متمدنی » در نیامده است.

با توجه به تعاریف اساتید حقوق بین الملل كه مورد اشاره قرار گرفت می توان بطور منطقی نتیجه گرفت كه جزایر تنب و ابوموسی پیش از سال 1903 به هیچ وجه سرزمین بلاصاحب نبوده اند زیرا این جزایر از زمانهای قدیم – به تأیید شواهد و مدارك غیرقابل انكار تاریخی – بخشی از سرزمین ایران بوده اند. جزایر مزبور از اوایل قرن 17 تا سال 1903 تحت ادارۀ لنگه بوده اند كه خود بخشی از استان فارس است . بعلاوه ، جزایر مزبور بطور مداوم توسط اهالی لنگه ،شیرو ،مغو وثخلیو ، برای كشاورزی ،ماهیگیری ، و صید مروارید مورد استفاده قرار می گرفته است.

در خلال دهه 1920 ایران
دوبار پیشنهاد كرد كه اختلافات مربوط به جزایر ، به خصوص در مورد بحرین به جامعۀ ملل ارجاع شود. این پیشنهادات ابتدا در سال 1923 و سپس دو سال بعد یعنی در 1925 مطرح شد. اما انگلیس كه به شدت از نظارت اشخاص ثالث و مجامع بین المللی براعمال خود در خلیج فارس وحشت داشت به مقامات ایرانی اطلاع داد كه بهتر است مسائل فی مابین از طریق مذاكرات دو جانبه حل و فصل شود .

درآوریل 1935 فرماندار بندر عباس نامه ای به رئیس جزیره تنب نوشت و همراه با آن سه نسخه از فرمان شاه ایران درباره انتخابات دوره دهم مجلس ایران را برای توزیع فوری به او تسلیم نمود .
این نامه و اعلامیه های همراه آن توسط یك افسر نیروی دریایی دریافت شد و در عین حال بوسیلۀ نماینده سیاسی ایران به وزیر مختار بریتانیا در تهران ( ناچبول هاگسن )- ارائه گردید.به هر حال انگلیسیها به این موضوع اعتراض نكردند.
اخذ عوارض در جزیرۀ تنب به اسم نیروی دریایی ایران ، در دسامبر 1940 و فوریه 1941 صورت گرفت و انگلیسیها هیچ اعتراضی نكردند.

در دورۀ 22 نوامبر 1954 تا 20 ژانویه 1955 سواحل ایران در خلیج فارس بصورت فرمانداری كل بنادر و جزایر خلیج فارس سازماندهی شد. طبق طرح تقسیمات اداری جدید ، تنب بزرگ جزء بخش قشم قرار گرفت كه خود قسمتی از حوزۀ بندر عباس محسوب می شد و جزایر تنب كوچك و ابوموسی به بخش جزیرۀ كیش اختصاص یافت. البته ابوموسی در تابستان 1958 در بخش كیش ادغام شد. در این موارد ، دولت بریتانیا هیچ اعتراضی نكرد.

یك هلی كوپتر ایرانی گروهی از مسّاحان ایرانی را در سپتامبر 1961 در جزیرۀ تنب پیاده كرد و آنها اقدام به تعیین محل مناسب برای ایستگاه هوا شناسی نمودند. این گروه پس از مسّاحی كامل جزیره ،اخذ عكسهای لازم و انجام تحقیقات كافی جزیره را ترك كردند.

نتیجه :

جزایر ابوموسی و تنب از زمانهای بسیار قدیم جزء قلمرو ایران بوده اند و در قرن 18 و 19 میلادی به طور مستقیم تحت صلاحیت و ادارۀ ولایت لنگه بوده اند كه خود یك بخش اداری از استان فارس بوده است.

شواهد حاكمیت ایران بر این جزایر در اسناد رسمی ، اسناد تاریخی ، كتابچه های راهنمای دریانوردان ،سالنامه ها ،شرح وقایع روزانه (گازیته ها ) نقشه های سیاسی و كارتوگرافیك ،گزارشهای اداری و یادداشتهای رسمی وزارت خارجه انگلیس و ادره امور هندوستان در بریتانیا در خلال قرون 17 و 18 و قسمت اعظم قرن 19 بارها مشاهده می شود. بخصوص جالب توجه است كه در نقشۀ تهیه شده توسط دفتر امور جنگ در سال 1887 ، این جزایر به رنگ قلمرو اصلی ایران مشخص گردیده و نیز در نقشه لرد كروزن از ایران مورخ 1892 و نقشه اداره مسّاحی هندوستان مورخ 1897 و كتابچه های راهنمای دریانوردی در خلیج فارس چاپ 1864 و گزارشهای اداری دولت انگلستان در سالهای 76-1875 به عنوان قلمرو ایران درج شده اند.
بنابراین جزایر تنب و ابوموسی در حاكمیت ایران می باشد.

منبع: سایت سازمان ثبت اسناد ایران
به نقل از عصر ایران(www.asriran.com)
+ نوشته شده در  87/09/04ساعت 9:19  توسط ابی  | 

مور 37 ساله و شاهین 7300 ساله

مروری بر پرونده ادعای مضحک اعراب درباره جزایر سه گانه خلیج فارس
مور 37 ساله و شاهین 7300 ساله
در سال 1992 نقشه اماراتی‌ها در تغییر تركیب جمعیتی جزایر لو رفت چرا كه در این سال گروهی از مردم هند و پاكستان كه در استخدام امارات بودند و نیز بیش از 100 آموزگار مصری با خانواده خود بدون اطلاع ایران قصد ورود به ابوموسی را داشتند كه ایران از ورود آنان جلوگیری كرد...روی این كیك كه به دست شخص سفیر امارات رسید نوشته شده بود «كشور 7300 ساله ایران سی و هفتمین سال تولد شیخ‌نشین امارات را تبریك می‌گوید.»

 عصرایران ؛اسماعیل سلطنت پور - داستانی كوتاه نقل شده كه در بلندترین نقطه كوهستان، شاهینی زندگی می‌كرده و فخرش به خاطر بلندپروازی و زندگی در اوج آسمان بود تا اینكه روزی موری تصمیم می‌گیرد ابهت شاهین را بشكند و در این رابطه بعد از آنكه شاهین بر زمین می‌نشیند خود را به او رسانده و با بالا رفتن از پایش بعد از پرواز شاهین همراه با او به بلندترین نقطه كوه كه همواره برای همه حیوانات غیرقابل تصور بوده، می‌رود.

در بالای صخره مور خود را به شاهین نشان می‌دهد كه «دیدی آمدن به اینجا هنر نیست و من هم اكنون مانند تو در اوج آسمان هستم.» شاهین بی آنکه چیزی بگوید ، بالش را بر هم می‌‌زند و مور از اوج آسمان‌ها بر قعر سقوط می‌كند!
 
***
این روزها موجی از محكومیت سراسری اقدام گوگل در جعل نام خلیج فارس به راه افتاده و ایرانیان سراسر جهان به هر نحو ممكن انزجار خود را از اقدام گوگل اعلام كرده‌اند، اما در همین ایام همچنان در جبهه‌ای دیگر نگاه پرطمع بیگانگان به خاك ایران را شاهدیم:طرح دوباره ادعاهای بی‌اساس اماراتی‌ها درباره جزایر ایرانی تنب کوچک،تنب بزرگ و ابوموسی.

 مالكیت از دیرباز!

جزایر ایرانی تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسی در طول دوران مختلف تاریخی به جز یك برهه كوتاه تحت كنترل و اداره حكومت ایران قرار داشته‌اند؛ آن دوره كوتاه نیز به سال 1904 و اشغال این جزایر از سوی بریتانیا برمی‌گردد که در نهایت با اعلام خروج نیروهای انگلیسی از خلیج فارس در سال 1971 حاكمیت ایران بر جزایر بار دیگر تثبیت می‌شود.
 
تصویر مربوط به قلمرو ایران در دوره هخامنشیان است( به بخش maka) توجه کنید!

جالب اینجاست كه اماراتی ها تا سال 1992 هیچگونه ادعایی نسبت به جزایر ایرانی نداشته اند تا اینکه در سپتامبر این سال، یكی از مقامات وزارت خارجه امارات استارت طرح ادعاهای بی‌اساس را زد ، اما به‌گونه‌ای مضحك؛  او ادعایی را مطرح كرد كه هنوز هم با گذشت سال‌ها می‌تواند دستمایه طنزپردازان قرار گیرد.

 این مقام  اماراتی ادعا كرد كه «حاكمیت بر جزایر تنب بزرگ، كوچك و ابوموسی از دوران‌های دیرباز، از آن دولت امارات متحده عربی بوده است!» اماراتی‌ها بی‌تجربه‌‌تر از آن بودند كه از حربه مالكیت تاریخی برای اثبات ادعاهای بی‌اساس خود وارد نشوند چرا كه در 30 سپتامبر همان سال وزیر امور خارجه امارات در جلسه مجمع‌ عمومی سازمان ملل نطقی انجام داد كه احتمالا باعث خنده حاضران در جلسه شده چرا كه او ادعا كرد جزایر سه‌‌گانه از آغاز تاریخ به امارات تعلق داشته است! اماراتی‌ها در شرایطی دم از آغاز تاریخ می‌زدند كه فقط 25 سال از پیدایش كشورشان می‌گذشت!

مقامات وزارت خارجه امارات در حالی به خود اجازه دادند كه از «دوران دیرباز» و مالكیت از «آغاز تاریخ» سخن به میان آورند که كشور مقابل شان دستکم7300 سال سابقه تمدن داشته است هرچند که بسیاری از مورخان قدمت تمدن ایرانی را بسیار فراتر از این ها می دانند.

جهالت اماراتی‌ها دقیقا به اندازه‌‌‌ای است كه نمی‌دانند اگر بنا باشد خط و خطوط سیاسی و مرزبندی‌ها براساس سابقه و ادعاهای تاریخی شكل بگیرد،کل سرزمین های کنونی انها باید به سرزمین اصلی یعنی ایران بازگردد .
 
البته شاید ادعای قدمت، در رابطه بین خود اعراب که چند ماه یا چند سال با هم تفاوت زمان استقلال دارند، به كار بیاید.

ایران حداقل در چند قرن اخیر هیچگونه چشمداشتی به اراضی دیگر كشورها نداشته و چند مورد وقوع جنگ نیز براساس تلاش برای حفظ اراضی ایران بوده، نه تصرف زمین های همسایگان.اما نباید اجازه داد اتخاذ سیاست احترام به حفظ وضع موجود از سوی ایران مورد سوءاستفاده زیاده‌خواهان قرار گیرد.

کیک تولد

دو هفته قبل، تعدادی از هموطنان با تجمع در مقابل سفارت امارات در تهران نسبت به ادعاهای این كشور درخصوص جزایر ایرانی واكنش نشان دادند. در این تجمع، بعد از قرائت بیانیه معترضان به مناسبت سی و هفتمین سال تاسیس امارات، در اقدامی جالب کیكی كه تدارك دیده شده بود را به سفیر این كشور تحویل دادند.

روی این كیك كه به دست شخص سفیر امارات رسید نوشته شده بود «كشور 7300 ساله ایران سی و هفتمین سال تولد شیخ‌نشین امارات را تبریك می‌گوید.»

در بیانیه ای هم كه نسخه‌ای از آن به دست آقای سفیر رسیده، نوشته شده بود «بدین وسیله به تمامی چپاولگران استعمارگر اعلام می‌داریم كه ایرانی همیشه پایدار و استوار در صیانت از تمامیت ارضی كشور و فرهنگ بی‌همتایش كوشنده و هرگونه تعرض به مردم و تمامیت ارضی كشور را با گرزی آهنین پاسخ خواهد داد.»

این تجمع به دنبال طرح مجدد ادعاهای بی‌اساس اماراتی‌ها در قالب بیانیه پایانی اجلاس سران عرب كه ماه گذشته در سوریه برگزار شد، صورت گرفت.

البته بلافاصله بعد از صدور بیانیه اعراب،سخنگوی وزارت خارجه ایران نسبت به آن واكنش نشان داد و ضمن رد ادعاهای واهی و بی‌اساس امارات، این بیانیه را سوال‌برانگیز و مداخله در امور داخلی ایران خواند و محكوم كرد.

حسینی همچنین اماراتی‌ها را به گفت‌وگو دعوت كرد تا سوءتفاهم آنها رفع شود اما او همچنین تاكید كرد كه جزایر سه‌گانه جزء لاینفك سرزمین ایران هستند. طرح ادعاهای مكرر اعراب در مورد جزایر ایرانی این واقعیت را به اثبات می‌رساند كه آنان نه‌تنها چیزی از تاریخ نمی‌دانند بلكه در مباحث حقوقی نیز تهی هستند و البته احتمال قوی‌تر این است كه این دو مورد را به خوبی می‌شناسند اما درصدد تحریف آن هستند؛ چرا كه در حقوق بین‌الملل با ثبات‌ترین و خدشه‌ناپذیرترین پیمان‌ها ، معاهدات مرزی هستند و مطابق كنوانسیون‌های بین‌المللی كشورهای عضو سازمان ملل تثبیت مرزها را"تضمین شده" پذیرفته‌اند؛ چرا كه نخستین اصل در حفظ صلح و امنیت بین‌الملل، خلل‌ناپذیر‌بودن معاهدات مرزی به شمار می‌رود.


 پهلوی ، بحرین ، جزایر

  در دوران پهلوی، به دلیل اینكه تعلق جزایر را به ایران قطعی و مسلم ‌دانسته می شد ضرورتی برای جمع‌آوری اسناد و مدارك مربوط به تعلق جزایر سه گانه به ایران احساس نشد و بدین ترتیب اقدام چندانی در این راستا و ارائه مدارک به محافل بین المللی و رسانه ای صورت نگرفت.

به واسطه همین كم‌كاری، برخی كشورهای عربی گمان كردند ایران سند و مدركی برای اثبات مالكیت خود بر جزایر در اختیار ندارد!

شخص محمد رضا شاه در كتاب" پاسخ به تاریخ "نوشته است: «یك روز قبل از اینكه انگلیسی‌ها به دلایلی خلیج فارس را ترك كنند، ایران حاكمیت خود را بار دیگر بر جزایر تنب كوچك، بزرگ و ابوموسی مستقر كرد.»

مرور تاریخ نشان می‌دهد شاه در جریان یك معامله با انگلیسی‌ها تن به جدایی بحرین از ایران داده است تا از این طریق بتواند زودتر اشغالگران را از جزایر ایرانی به بیرون براند، اما بعد از جدا شدن بحرین از ایران وعده‌ها هم به فراموشی سپرده شد.

این در حالی است كه در زمان اشغال جزایر ایرانی توسط بریتانیا هم با" برافراشته بودن پرچم ایران، برداشته شدن پرچم شارجه، حضور ایرانیان در جزایر و ارسال بیش از 30 یادداشت اعتراض به بریتانیا"، حاكمیت ایران بر آنها ملموس و قطعی بود.


تلاش برای تغییر تركیب جمعیتی


محمدرضا شاه همچنین در كتاب "پاسخ به تاریخ" اشاره كرده است به علت اینكه اكثریت مردم بحرین، عرب بوده‌اند، اجازه استقلال آن را داده است ! اما او اشاره‌ای به تلاش اعراب برای برهم زدن تركیب جمعیتی بحرین نكرده و البته اعراب از این تاكتیك درباره جزایر سه‌گانه هم استفاده كرده‌ اند.
 
در سال 1992 نقشه اماراتی‌ها در تغییر تركیب جمعیتی جزایر لو رفت چرا كه در این سال گروهی از مردم هند و پاكستان كه در استخدام امارات بودند و نیز بیش از 100 آموزگار مصری با خانواده خود بدون اطلاع ایران قصد ورود به ابوموسی را داشتند كه ایران از ورود آنان جلوگیری كرد.
شواهدی نیز در دست است كه امارات به برخی اعراب مبالغ كلانی پرداخت می‌كند تا در ابوموسی زندگی كنند.

اهمیت جزایر

جزایر سه‌گانه ایرانی هم از نظر ژئوپلیتیك و هم از نظر استراتژیك حائز اهمیت هستند؛ چرا كه صادرات نفت ایران و 80 درصد تجارت خارجی ایران از طریق خلیج‌فارس و تنگه هرمز انجام می‌شود و علاوه بر این موقعیت جزایر تنب بزرگ و كوچك به نحوی است كه بخش اعظمی از نفت خام مورد نیاز جهان از میان این جزایر عبور می‌كند.
این تسلط استراتژیک از منظر نظامی نیز بسیار حائز اهمیت است. آنچه مسلم است جزایر سه‌گانه از گذشته تاكنون تحت كنترل ایران بوده‌اند و در حال حاضر نیز به طور كامل در اختیار ایران هستند و حتی كشتی‌هایی كه قصد عبور از آب‌های جزایر را دارند، موظفند دستورالعمل ایران را اجرا كنند.


مستندات تاریخی

پرواضح است كه منظور از ارائه سند و مدرك این نیست كه ایران برای هر وجب از خاك خود موظف باشد سند و مدرك ارائه دهد، با این حال اسناد و مداركی وجود دارد كه وابستگی و پیوستگی جزایر سه‌گانه را بر سرزمین ایران اثبات می‌كند.

گزارش‌های مختلفی توسط دولت بریتانیا وجود دارد كه در آن جزایر تنب بزرگ و كوچك و ابوموسی جزء خاك ایران معرفی شده‌اند و كارگزاران، سفرا و نمایندگان سیاسی این كشور در موارد متعدد كه ذكر جزئیات آن در این مطلب نمی‌گنجد، بر این امر صحه گذاشته‌اند.

جزایر سه‌گانه ،هزاران سال بخشی از ایران بوده اند .این جزیره ها از سال 1780 در اداره شیوخ لنگه قرار داشتند و در مقطعی نیز والی بوشهر اداره امور 3 جزیره را در دست داشته و بر همین اساس وزارت خارجه انگلستان در تمام نقشه‌های رسمی خود هر 3 جزیره را به رنگ پرچم ایران نشان داده است.
 
 قدر مسلم آنكه خود اعراب بهتر از دیگران از نقشه‌های تاریخی و اسناد و مدارك تملك ایران به جزایر اطلاع دارند؛ می گویند كسی را كه خواب باشد می‌توان بیدار كرد اما كسی كه خود را به خواب زده باشد را هرگز نمی توان.

 هشدار جدی درباره جزایر

شیخ زاید آل نهیان، وزیر خارجه امارات چندی قبل در اظهارنظری گستاخانه طرح موضوع اختلاف ایران و امارات در دادگاه لاهه را خواستار شده بود كه در این رابطه باید هشدار داد كه هرگونه پذیرش بررسی موضوع ادعاها در این دادگاه یك پیروزی بزرگ برای امارات محسوب می‌شود چرا كه توانسته‌اند ادعاهای خود را در جایگاه حقوقی و بین‌المللی به عنوان مناقشه و اختلاف ارضی طرح كنند .
 
علاوه بر این دادگاه‌های بین‌المللی در اختیار قدرت‌های بزرگ هستند و ثروت و دلارهای سرشار نفتی اعراب هم در صدور آرای دادگاه‌ها بی‌تاثیر نخواهد بود.

البته طبق مقررات بین المللی تا دو کشور ، توافق به ارجاع پرونده به دادگاه نکنند، دادگاه های بین المللی حق رسیدگی ندارند و تا کنون ایران درباره این تقاضای مکرر اعراب پاسخی جز"نه" نداده  است زیرا این کار را مثل ان می داند که ایران چند بار ادعا کند که دوبی جزو استان هرمزگان است و سپس به اماراتی ها بگوید اگر اعتراضی دارید ، به دادگاه برویم!

توصیه‌ای به اعراب

مصلحت كشورهای عربی در این است كه ایران را در كنار خود ببینند و نه در مقابل خود؛ چرا كه نفوذ ایران در منطقه می‌تواند عرصه را به همسایگان كه توسعه‌طلبی ارضی در سر می‌پرورانند، تنگ كند.

به‌خصوص كشور امارات نباید موضوعی را دنبال كند كه هزینه‌های بالایی برای مردمش داشته باشد. اماراتی‌ها به خوبی از میزان سرمایه‌های ایرانیان در كشور خود اطلاع دارند و می‌دانند ایرانیان در هر شرایطی حفظ تمامیت ارضی را بر همه چیز ترجیح می‌دهند و این ارتباطی با جناح‌بندی‌های سیاسی و گرایش‌های حزبی و حتی رژیم های سیاسی حاکم بر ایران ندارد.

همچنین به نظر می‌رسد باید با توسعه امكانات آموزشی، صنعتی، ورزشی، خدماتی و نظامی در جزایر سه‌گانه به‌خصوص جزیره مسکونی ابوموسی که بیشتر هم مورد طمع قرار گرفته، زمینه رضایت‌مندی اهالی و ساكنان آنجا را فراهم كرد .
 
همسایه عرب!

هشدار که شاهین با برهم زدن بالی مور را به خاک نشین نکند.
www.asriran.com
+ نوشته شده در  87/09/04ساعت 8:27  توسط ابی  | 

كودكان و نوجوانان در جزيره كيش درياي آبي و مهربان خليج فارس را نقاشي مي‌كنند.

   
به گزارش روابط عمومي سازمان منطقه آزاد كيش، همزمان با ششمين نمايشگاه بين‌المللي شيلات، آبزيان و ماهيگيري در جزيره كيش كه از پنجم لغايت نهم آذر ماه جاري در اين جزيره برگزار مي‌شود، كودكان و نوجوانان جزيره كيش در يك فضاي شاد و مفرح خليج هميشه فارس را نقاشي مي‌كنند.

اين برنامه كه هفتم آذر ماه جاري در تالار شهر جزيره كيش برگزار مي‌شود، با همكاري معاونت اجتماعي سازمان منطقه آزاد كيش، اداره كل شيلات استان هرمزگان و صندوق توسعه صادرات آبزيان به اجرا درمي‌آيد.

همچنين به نقاشي‌هاي برتر جوايزي تعلق مي‌گيرد.
 
منبع:www.asriran.com
+ نوشته شده در  87/09/03ساعت 10:14  توسط ابی  |