X
تبلیغات
خلیج فارس (Persian Gulf ) - تاریخچه ی سرزمین ایرانی بحرین
نوشته شده توسط :ابی | 87/02/11

BAHRAIN MAP AND HISTORY نقشه و تاریخ سرزمین بحرین Persian gulf- we have not Arabian Gulf

بحرین نه ملک دزد و بیگانه بود                           بحرین ترا خانه و کاشانه بود

بر شیخ بگو که می ستانیم از او                        این ها که بگویم نه افسانه بود

(فرخ تمیمی)

تاریخچه سرزمین ایرانی بحرین

دریای پارس

در کشاش این دنیای پهناور و کهن هر زمان که ایران و ایرانی قدرتمند بوده است بسیار با سعادت و سرافرازبوده است و در هیچ کجای تاریخش یاد ندارد که بی دلیل به کشوری بیگانه یا دور دست حمله کند و آنجا را مورد تاخت و تاز و کشتار قرار دهد . هیچگاه قدرتش باعث سواستفاده برای تجاوز به کشورهای دیگر نشده است . دقیقا عکس این قضیه نیز برای ایران ما صادق است . هرزگاهی که حکومتهای نالایق بر روی کار آمده اند و منافع شخصی را بر منافع ملی ترجیح دادند سایه شوم توطئه بیگانگان , انحطاط و تجاوز های پی در پی به ایران را شاهد بوده ایم . آن زمانهایی که انوشیروان دادگر , کوروش بزرگ , داریوش بزرگ , خشایارشا , بهرام گور , تیرداد بزرگ , مهرداد بزرگ , یعقوب لیث رویگر , اسماعیل سامانی , اردشیر بابکان – شاه عباس کبیر صفوی , نادرشاه افشار و دیگر میهن پرستان ایران بر مسند قدرت نشستند ایران و ایرانی سرافراز در جهان رخ نمایی کرده است . ولی شوربختانه هنگامی که شاهان مستبد ,  هرزه و میهن فروشی مانند شاه سلطان حسین ها و محمد علیشاه ها بر ایران حکمرانی کردند ایران مورد یورش بیگانگان قرار گرفت و سراشیبی سقوط را به سرعت طی کرد . اینک بحث بر سر جزیره ایرانی بحرین است . سرزمینی که از دیرباز بخشی لاینفک از ایران ما بوده است . از آنجایی که استعمار پیر انگلستان و روس بی درنگ سایه شومش بر ایران اهورایی ما رخ نمایی کرده است بحرین این جزیره ایرانی را با هزاران توطئه و فریب از بدنه ایران ما جدا کردند . اینک بخشهایی از آنچه که ما به عنوان دلایل مستند و منطقی جهت اثبات هویت ملی ایرانی بحرین می شناسیم بیان میکنیم . بحرین در زمان نخست وزیری هویدا در حکومت شاهنشاهی پهلوی با توطئه گسترده انگلستان از ایران جدا شد . البته گفته می شود با پا درمیانی اعضای حزب نهضت ایران بزرگ در مجلس شورای ملی این امر به صورت قانون رسمی تصویب نشد که این به منزله غیر مردمی بودن این حرکت است . انگلستان با دهها نامه و اعتراض به سازمانهای بین المللی ایران را اشغالگر بحرین نامیده بود . پادشاه ایران راضی به برگزاری رفراندومی در بحرین می شود که نهایت نتیجه رفراندوم به سود انگلستان شد . رفراندومی سراسر دروغ و فریب کاری تا انگلستان به ثروت های بیکران و موقعیت ژئوپولتیک این منطقه همیشه ایرانی دست پیدا کند . ولی بدون شک اگر همان روزگار پاسخی کوبنده بر این استعمارگران داده می شد امروز هرگز شاهد جعل نام خلیج فارس به خلیج تازیان نبودیم , هرگز شاهد ادعاهای مضحک مالکیت اعراب بادیه نشین بر جزایر سه گانه ایران نبودیم , هرگز شاهد ادعای مالکیت دانشمندان ایرانی به نام بزرگان عرب نبودیم . . . و حتی شاید اگر برخوردی شدید و بنیادین از سوی دولت ایران برای جدا شدن کردن بحرین از کشورمان داده می شد شاید ما هرگز شاهد 8 سال جنگ تحمیلی برای بدست آوردن سرزمین آریایی خوزستان و نفت آن توسط عراق نبودیم . بدون شک تجزیه یک قسمت از خاک ایران حتی کوچترین عضو آن که بحرین بوده است متاسفانه میتواند بزرگترین دست آویز برای دشمنان سرزمین اهورایی ما باشد . بحرین ایران که در سال 1336 رسما توسط دولت وقت ایران استان چهاردهم این سرزمین معرفی شده بود با هزاران نیرنگ پلید توسط انگلستان پیر شوم استعمار تصرف شد . شاید نام استقلال بر خاکهای ایران گذاشته باشند ولی هیچ شهری که از ایران تجزیه شد امروز هیچ برای گفتن در جهان ندارد و ثروتهای بیکرانش توسط بیگانگان به یغما می رود . مانند نفت کردستان عراق – نفت و مروارید بحرین , نفت جمهوری آذربایجان – ترکمستان و . . . پس باید ما بدرجه ای از فهم و درک برسیم که این فتنه های بیگانه را که در لوای آزادی و دموکراسی و استقلال به شهرهای ایران می دهند را خاموش کنیم . استقلالی که امروز جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) , تاجیکستان , ازبکستان , ترکمنستان , کردستانات , ارمنستان , بحرین و . . . نه در صنعت , نه در تکنولوژی , نه در اقتصاد , نه در رفاه اجتماعی , نه در پرستیژ جهانی هیچ حرفی برای گفتن ندارند . پس وظیفه ملی و میهنی ماست که برای پیوستن دوباره آنان از هیچ تلاشی دریغ نکنیم زیرا در غیر این صورت بیگانگان در جهت عکس آن بهره خواهند برد . این امری در موقیعت کنونی ایران بسیار ضروری به نظر می رسد .  

 تاریخ بحرین پیش از اسلام

بحرین نام مجموعه جزایری ایرانی است ک در جنوب غربی ایران قرار دارد و در غرب کشور قطر واقع شده است . نام جزایر دیگر بحرین به این شرح است : منامه , محرق , ام نعسان , ستره , ام الشجر , ام الشجیر , بنی صالح , بکا , حوار , حاله البیض . بحرین دارای محصولات بسیاری از قبیل برنج , انار , لیمو , گردو , مرکبات , موز , بادام , تمرهندی , انبه می باشد . مردم جزیره بحرین تا پیش از استقلال بیش از 2/3 ایرانی شیعه مذهب و پارسی زبان بوده اند . متاسفانه پس از جدا شدن با یاری کشورهای عربی و انگلستان هویت ایرانی آنجا را تعدیل دادند و عربهای بسیاری را راهی بحرین نمودند تا هرگونه ارتباط با ایران و هویت ایرانی را تکذیب کنند . همینطور ایرانیان بسیاری مجبور به کوچ به سواحل خلیج فارس شدند ولی تاریخ و اسناد ملی بسیاری که بر جای مانده است همه تلاشهای کشورهای بدوی عرب را بی نتیجه می گذارد و ایرانی بودن بحرین را اثبات میکند . روزگاری نه چندان دور پول ایران با ارزشترین پول بحرین بود ولی انگستان پول خود را جایگزین آن نمود . شهر منامه پرجمعیت ترین شهر بحرین است . بسیاری از مناطق بحرین نامهای ایرانی دارد منجمله : توبلی , دراز , توری , دمستان , سبز , شاخوره , فارسیه , کرانه , کرزکان , مرخ , مروزان , نویدرات که همگی مشتق شده زبان پارسی هستند .بیشتر مورخان عرب بر این باور هستند که نخستین شهری از ایران که توسط سپاه اسلام گشوده شده بحرین است .

مجمع الجزایر بحرین از قدیم الایام بخشی از ایران پیش از اسلام بوده است،‌ولی اعراب ساكن آن جزیره به علت دوری از شعاع عمل حكومت و نیروهای مركزی ایران به طور مكرر مشكلات و دردسرهای زیادی برای حكومت مركزی ایران ایجاد می‌كرد؛‌ بنابراین منطقه خلیج فارس را توأم با اغتشاش و آشوب و راهزنی ساخته بودند. تا اینكه شاپور دوم پادشاه ساسانی ( ملقب به شاپور ذوالكتاف ،‌309,337 م) با قوای كامل و كشتیهای متعدد جنگی به بحرین لشكركشی كرد و شورشیها را با شدت عمل سركوب كرد. به نحوی كه تا زمان سقوط دولت ساسانی به دست اعراب ( 651م.) آرامش كاملی در آنجا برقرار بود. عربها بعد از اسلام تشكیلات اداری سرزمینهای فتح شده را تغییر نمی‌دادند؛‌ زیرا تشكیلات اداری كه جانشین آن كنند نداشتند به جای آن،‌ از مرد م آن سرزمینها كه آنها دارای تمدن و فرهنگی درخشان و بعضا بالاتر از تمدن اعراب بودند برای ایجاد و اداره تشكیلات اداری – اسلامی استفاده می‌نمودند و این روش به آنان كمك شایانی می‌كرد.  

امین روحانی در کتاب خود معروف به ملوک العرب نوشته است : در سالهای نخستین اسلام بحرین در قلمرو ایران بود . مردمانش زرتشتی و یهودی و نصاری . منذر و تیمی از ماموران پادشاه ایران مسئول حکمرانی بر بحرین بوده اند .

به موجب تاریخ خلیج فارس یا دریای پارس جایگاه آریایی ها بوده است و سکنه شامات پیش از این در این نواحی زندگی می کردند . کتیه ای نیز از دوره آشوریان در بحرین کشف شده است . در تمامی دوران های پیش از اسلام دولت امپراتوری ایران بر کل نواحی خلیج فارس و شهرهای اطراف آن کنترل و نظارت داشته است . در کتیبه های باستانی آشور از بحرین به نام "نی دوک کی" نام برده شده است . دکتر وتسفلد و دکتر تئودوروبنت براین باورند که آریایی ها عموما بر دریای عمان و خلیج فارس ساکن بوده اند . قبرستان باستانی که امروزه در چند کیلومتری قصبه ابوعلی در جنوب منامه واقع شده است نمونه ای از این تمدن بیش از 4600 ساله در بحرین آریایی است . "دکتر وستفلد" می گوید پیش از اسلام سواحل غربی دریای پارس توسط ایرانیان اداره می شده است . حتی شهری نیز ار دوره ساسانی نیز باقی است که بنام یکی از سرداران ایرانی نام گذاری شده است . این شهر امروزه اسپیدگان ( اسفنج ) نام دارد که از سردار اسپدویه گرفته شده است . پس از اسلام در زمان حضرت محمد ماموری از ظرف وی حامل پیام به مامور ایرانی در بحرین می شود . وی برای مدتی کوتاه اسلام آوردند ولی پس از مرگ پیامبر همگی به دین زرتشتی و مسیحیت بازگشتند .یکی از قدیمی ترین سند مالکیت ایران بر بحرین به محمد ابن جریر طبری باز میگردد . وی می نویسد : در زمان اشکانیان عربها همه د رحجاز بودند و بایده و مکه و یمن سکونت گاه آنان . آن گروهی که در حجاز و بادیه بودند به قحطی و گرسنگی دچار شدند . از سویی به عراق نمی توانستند وارد شوند زیرا عراق در اختیار اشکانیان ایران بود . پس از حجاز به بحرین کوچ کردند که در اختیار ایران بود .

مستشرق معروف فرانسوی کوسن دو پرسوال در کتاب خود به نام تاریخ اعراب پیش از اسلام ذکر کرده است و این جمله طبری را عینا تکرار کرده است .

 ابوالفرج اصفهانی مولف کتاب اغانی در جلد یازدهم آورده است : برخی از خاندانهای عرب به ناحیه هجر در بحرین کوچ کردند ولی مردمان آنجا مانع از ورود آنان شدند و جنگ در گرفت و ساکنین آنجا شکست خوردند و اعراب در آنجا سکونت گزیدند .

 تاریخ طبری ذکر میکند : در زمان پادشاهی اردشیر بابکان در بحرین شاهی به نام سنطرق حکمرانی میکرد . اردشیر سرداری به جنگ وی فرستاد و او را شکست داد و قلعه او را تصرف کرد و اموال وی را به عنوان غنیمت به ایران آوردند . فرزند خویش را به شاهی آنجا گماشت . اردشیر شهری در بحرین بنا کرد به نام خط که در زمان وی پایتخت این جزیره بوده است . پس از وی شاپور ذوالاکتاف که در سالهای 310 تا 379 پادشاهی میکرده است برخی اعراب تابع ایران دست به شورش می زنند . آنان از ناحیه هجر بر ضد شاهنشاه ایران شورش نمودند . شاپور قوای دریایی ارتش ایران را راهی این منطقه کرد . این نبرد پس از جنگ سناخریب نخستین نبرد دریایی است که در منطقه ثبت شده است . شاپور راهی خط , هجر , یمامه شد و آنان را در سر جای خود نشاند .

 سرآرنلدویلسن مولف کتاب خلیج فارس درباره نبرد شاهپور می نویسد : شاپور در قطیف از کشتی پیدا شد و عده زیادی از شورشیان بحرینی را سرکوب کرد و کل جزیره را تحت کنترل گرفت . سپس به سوی تمیم راهی شد ولی چون شرارت اعراب خاتمه نیافت و شورشهای سختی کردند شاهپور آنان را برای عبرت گرفتن دیگران به یکدیگر بست و شانه هایشان را سوراخ نمود و طنابی از میان آنها عبور داد . پس از این واقعه بحرین برای همیشه آرام شد و تحت کنترل ایران .

 کتیبه داریوش بزرگ در بیستون نیز سندی دیگر بر مالکیت ایران بر خلیج فارس و کلیه جزایر آن است : داریوش شاه از اربابه ( بخشی از عربستان ) , ماکا ( قسمت مجاور تنگه هرمز ) و . . . نام می برد . جنوب و تنگه هرمز و سواحل خلیج فارس کاملا تحت اختیار ایران بوده است .

 بحرین در طول چهارصد و اندی سال حکمرانی ساسانیان بر بخش زیادی از خاورمیانه جزوی از خاک ایران بود .

کلمان هوار می نویسد در زمان پادشاهی خسرو پرویز ساسانی در سالهای 590 تا 627 میلادی پیامبر اسلام شاه بحرین به نام منذربن ساوی را که زیر کنترل شاهنشاه ایران بود به اسلام دعوت نمود و او اسلام آورد . در آن وقت در هجر پاتخت بحرین مرزبانی به نام اسبی بخت کنترل نظامی بحرین را بر عهده داشت . وی از سوی شاهنشاه ایران برگزیده شده بود . چون برخی از بحرینی ها اسلام نیاورند و مجبور به دادن خراج به ماموران پیامبر شدند ساکنین بحرین سر به شورش نهادند و پس از مدتی همگی از اسلام برگشتند و زرتشتی گشتند .

 در کتاب الخراج آورده شده است : پیامبر اسلام از مجوسان ( زرتشتیان ) هجر در بحرین جزیه میگرفت و قرار گشت هرکسی به دین اسلام روی آورد مال و خون و زندگی اش در امان باشد .

 مستشرق فرانوسی به نام شارل شفر در ترجمه کتاب نصر خسرو قبادانی می نویسد : نام مرزبان بحرین همان اسپدویه ایرانی است .

کلمنت اوار می گوید : در زمان انوشیروان عادل سپاهی عظیم راهی خلیج فارس شد . نیروی دریایی ایران در ابوله واقع در مصب فرات تجهیز شد و از دماغه حد به عدن رفت و بیشتر نواحی عربستان را به زیر کنترل ایران در آورد . در نهایت حکومت سواحل جنوب خلیج فارس و شمال شرق جزیره العرب و جزایر بحرین به نعمان ابن منذر مامور پادشاه ایران سپرده شد . شاهنشاهان ایران بر تمام نواحی حکومتی خود از خود مردمان آن ناحیه مامور می گماشتند . در سالهای 633 میلادی مطابق با سال 12 هجری مردم بحرین از اسلام روی برگرداندند . پیشوای اینان منذر ایرانی بود که پس از چندی دوباره بحرین از زیر کنترل اعراب خارج شد و ایرانیان بر آنجا حکمرانی کردند . در زمان علی برخی از طوایف بحرین از دادن خراج سر بازدند ولی در خلافت عمر بحرین خراجهای هشتصد هزار درهم و پانصد هزار درهم به خلیفه پرداخت می کرد .

متن نامه پیامبر اسلام به نعمان ابن منذر مامور ایران در بحرین : بنام خدای بخشنده مهربان . این نامه ایست از سوی محمد فرستاده و رسول خدا بسوی منذرابن نعمان ساوی . سلام بر تو باد . به درستی که من حمد میکنم به سوی تو چنان خدایی را که نیست خدایی جز او و اینک محمد فرستاده و رسول اوست . پس من بدرستی که خدا را به یاد تو می آورم و هرکه نصیحت کند برای خود کرده است و هرکس اطاعت نماید فرستادگان مرا برای من خیر خواهی کرده است . یعنی تو به حق ایمان داری و فروتن و خاضعی . من شفاعت وی و خاندانش را خواهم نمود . پس تو و خاندانت امان می خواهی یافت پس اگر مسلمان شوی . پس گناهان تو را خواهم بخشید و تا زمانی که صالح و نیکوکار باشی در مقامت خواهی ماند و هرکه از قوم تو در دین یهود و زرتشت باقی باشد باید جزیه پرداخت نماید . . .

 

نهضت ایرانیان در بحرین ( پس از اسلام )

در زمان خلفای راشدین بخشی های بسیاری از ایران بر ضد حکومت اسلامی قیام کردند تا حکومت تازی را در ایران پایان دهند . این افراد خوارج نام گرفتند که بسیاری شان از مردمان ایران بودند و برخی دیگر عرب . در سال 72 هجری بحرین حکمران بحرین به نام "ابوفدیک خارجی" از اطاعت بنی امیه سرباز زد . ولی سال بعد عبدالملک بن مروان سپاهی راهی بحرین کرد و آنان را سرکوب نمود . پس از واقعه در سال 105 هجری مسعود عبدی بر ضد خلیفه قیام کرد . و بحرین را تحت کنترل خود درآورد . وی نوزده سال مستقل بر بحرین حکمرانی نمود ولی درسرانجام توسط سفیان بن عمرو کشته شد . قرامطه خوارجی بودند که پس از این واقعه در بحرین و عربستان سر به شورش نهادند . پیشوای اینان ابوطاهر ابوسعد حسنی جنابی بود که جصار شهر لحصا را در بحرین ایجاد نمود . در سال 443 هجری ناصر خسرو به بحرین سفر نمود . مردم آنجا را عموما قرامطی و همگی ایرانی توصیف کرده است . وی می نویسد : علی بن احمد نامی ایرانی مسجدی در لحسا ساخت و مسافران را در آن منزل می داد . خواجه نظام الملک نیز در سیاست نامه خود باطنیه بحرین را همگی ایرانی توصیف کرده است . نهضت قرمطیان نهضتی ایرانی بود که حمد الله مستوفی آن را به سال 319 هجری می داند که ایرانیان برای بیرون رفتن از زیر حکومت اعراب ایجاد نموده بودند . پس از قرامطه شورش صاحب الزنج در سال 449 هجری رخ داد که صاحبان آن ایرانیان بودند . برخی قیام این گروه را ظهور پیامبری جدید توصیف کرده اند . این نهضت بر ضد حکومتهای عرب بود و با برده داری در تضاد کامل بود . رهبر آنان پس از مدتی کشته شد .

 در دوره دیلمیان بحرین و عمان بخشی از ایران بود و شاهزادگان ایرانی بر آنان حکمرانی می نمودند . "ابن بلخی" مورخ نامدار در کتاب فارس نامه می نویسد : چون نوبت به عضدوالدوله دیلمی رسید چندان عمارت ساخت که آن را حد نبود . در عهد او مجموع ممالک پارس کرمان و عمان و باعشر و مشرعه دریا بسیراف و پارس و . . . بود . پس از نقراض آل بویه و روی کار آمدن سلجوقیان بحرین نیز متعلق به ایران بود . در زمان عماد الدوله سلجوقی حکمران کرمان تا زمان فوت ارسلان شاه سلجوقی بحرین توسط شاه کرمان اداره می شد . پس از وی سلجوقشاه حاکم بحرین شد .

ابن بطوطه مورخ مشهور عرب که به شهرهای بسیار سفر کرده بود پس از رسیدن به بحرین می نویسد : محصول بحرین خرما , پنبه , انار و مروارید است . ساکنین آنجا از رافضیان هستند . ( رافضیان بخشی از ایالات ایران بوده است ) .

bahrain map & history تاریخ و فرهنگ جزیزه بحرین ایرانی

توطئه انگلستان در جدا کردن بحرین از ایران

 اعلامیه استقلال سوری بحرین با کوشش دهها ساله انگلستان در تاریخ 14 اوت 1971 منتشر شد . یك روز بعد (‌15 اوت )‌،‌ بحرین و انگلستان یك قرار داد دوستی با هدف "مشورت" در مواقع ضروری با یكدیگر امضا كردند. بدین ترتیب ،‌ مسأله بحرین پس از یك و نیم قرن منازعه و كشمكش از سوی ایران به استعمار انگلیس واگذار شد ،‌ سازش و توافق پنهانی انجام شده بین ایران و قدرتهای غربی بر سر نقش آتی ایران در منطقه خلیج فارس و اعطای امتیاز به ایران درباره یك مسأله دیگر ارضی كشور یعنی جزایر سه گانه که همیشه بخشی از ایران بود. در واقع باید گفت بحرین قربانی یك بده و بستان سیاسی شد و آخرین بخش جدا شده از خاك ایران در دوران معاصر بود.


بحرین از آغاز تشكیل امپراتوری اعراب که بوسیله خون و شمشیر در جهت گسترش دین اسلام انتشار یافته بود و بویژه در عصر بنی امیه ،‌ از مركزیتی ویژه در حركتهای سیاسی و برخوردهای عقیدتی در منطقه خلیج فارس برخوردار شد. در سال 72 ه. ق (‌691 م . )‌ گروهی از خوارج به رهبری "‌ ابوفدك "‌ قیام بزرگی علیه حكومت اموی بر پا كردند و بحرین را از تابعیت خلفای اموی خارج ساختند فردی به نام "‌ مسعود بن ابی زینب عبدی "‌ در سال 105 ق . با اخراج والی اموی حدود بیست سال بر این مجمع الجزایر حكومت مستقل داست. در سال 151 والی بحرین ضد حكومت خلفا قیام كرد. حدود صد سال بعد قیام بردگان و سیاهپوستان منطقه به رهبری فردی ملقب به "‌ صاحب الزنج "‌ تمامی خلیج فارس را تحت تأثیر قرار داد. به دنبال آن گروهی دیگر به رهبری فردی ایرانی به نام "‌ ابوسعید بهرام جنابی "‌ (‌یا گناوه‌)‌ علیه حكومت خلفا قیام كردند و یك جنبش آزادیخواهی را در منطقه گستراندند این جنبش كه قیام ابوسعیدی یا قرمطی ( ابوسعید از پیروان حمدان قرمطی بود )‌نام گرفت،‌ از سواحل ایرن آغاز شد و ابوسعید با رفتن به بحرین آنجا را كانون مناسبی برای تحرك یافت .  

پس از حمله اعراب به ایران و اشغال این كشور ،‌ بحرین كماكان جزء ایران بزرگ باقی ماند.و تا قبل از قدرت رسیدن سلسله صفویه , كه پس از مدتهای طولانی ایران مجددا دارای یك حكومت واحد و متمركز شد, سرزمین ایران شاهد حكومتهای غیر متمركز و محلی متعددی بود كه همواره در رقابت قدرت و جنگ و نزاع با یكدیگر بودند ،‌ بویژه اینكه ،‌حمله وحشیانه و گسترده مغولها به ایران نیز (‌در سال 1220 م. )‌همه چیز را بكلی دگرگون و آشفته ساخت ؛ ولی باید اشاره كرد كه بحرین همواره قسمتی از حكومتهای متشكل محلی در بخشهای جنوبی ایران محسوب می‌شد.

تا اینكه در اوایل قرن شانزده میلادی با هجوم استعمار پرتغال به منطقه اقیانوس هند و خلیج فارس (‌در سال 1506) ،‌ بسیاری از نقاط استراتژیك منطقه و از جمله جزیره هرمز و مجمع‌الجزایر بحرین نیز (‌ در سال 1521) به تصرف و اشغال آنها در آمد. پس از گذشت حدود یك قرن از اشغال پرتغالیها،‌ شاه‌عباس کبیر در سال 1602 با لشكركشی به بحرین آنجا را از تصرف اشغالگران خارجی آزاد كرد و مجددا به ایران ملحق نمود . پس از آن ،‌مجمع الجزایر بحرین مدت 180 سال مانند گذشته در اختیار و تحت نظر كامل حكومت ایران بود. سپس ،‌ در سال 1783 (‌یا 1782 ) " شیخ احمد بن خلیفه "‌ از قبیله "‌بنی عتبه "‌ و از خاندان "‌خلیفه "‌ كه از منطقه نجد در مركز عربستان به كویت مهاجرت كرده بود به این سرزمین حمله و پس از شكست سربازان ایرانی بر آن استیلا یافت . از آن پس،‌ حكومت بحرین با حمایت همه جانبه سیاسی – استعماری و متجاوزگرانه انگلستان در اختیار اعضای خاندان "‌ خلیفه "‌ ( آل خلیفه )‌ قرار گرفت.  

باید به این نكته مهم اشاره كرد كه وضعیت و ثبات حكومتها در ایران همواره مستقیما در اوضاع سیاسی و سرنوشت بحرین نیز تأثیر گذار بوده است،‌ چنانكه مثلا پس از فوت شاه عباس اول – پادشاه قدرتمند صفوی , ،‌ و ضعف جانشینان او ، راهزنان دریایی عرب تبار مستقر در بحرین نیز شروع به دست‌اندزی به خلیج فارس و مناطق اطراف آن كردند و در واقع تا مدتی اثری از حاكمیت ایران بر بحرین باقی نماند. در خلال این مدت نیز استعمار كهنه و قدرتمند انلیس در رقابت با قدرتهای استعماری دیگر در منطقه،‌ و نیز در راستای سوء استفاده از اوضاع آشفته و نابسمان منطقه و ضعف قدرتهای همجور آن ،‌ شیوخ عرب خلیج فارس را در كنترل و اراده خود در آورد و بالاخره در سال 1820 پس از قلع و قمع دزدان دریایی و برده فروشان ،‌ قرادادها تحت الحمایگی را با رهبران شیخ نشینهای خلیج فارس و از جمله بحرین به امضا رساند.

شیخ سلمان بن احمد ( شیخ بحرین )‌ در ژانیه 1820 "‌قرارداد صلح عموی "‌ یا "‌ قرارداد اساسی "‌ (‌ و در واقع همان قرارداد انقیاد و تحت الحمایگی )‌را با انگلستان امضا كرد،‌ او به علت استحكام قدرت و سلطه اش بر بحرین ، ‌خود را تحت الحمایه انگلیس اعلام كرد و پرچم آن كشور را بر فراز مقر دارالحكومه خود برافراشت!‌ بدین ترتیب ، ‌از این زمان به بعد تا مدت 150 سال ،‌بحرین تحت اشغال انگلستان درآمد و طبعا حكومت ایران را با یك مشكل جدی سیاسی و ارضی روبرو كرد.

قابل تذكر است كه "‌ محمد بن خلیفه "‌ حاكم وقت بحرین و نوه سلمان بن احمد با وجود اینكه در سال 1861 پیمانی را با كمپانی هند شرقی انگلیس درباره منع اقدامات جنگی ‌دزدی دریایی و تجارت برده در خلیج فارس امضا كرده بود،‌ زیر بار نفوذ انگلیس نمی‌رفت . به همین علت نیروی دریایی انگلیس در سال 1867 شهر منامه (‌پایتخت فعلی بحرین ) را گلوله باران كرد؛‌ ولی " عیسی بن علی "‌ جانشین وی در سل 1868 طی انعقاد عهدنامه‌ای ، ‌رسما به تحت الحمایی انگلیس گردن نهاد. پیرو آن ،‌ دولت ایران (‌در زمان سلطنت ناصرالدین شاه)‌ طی یادداشتی به سفارت انگلستان در تهران به این اقدام دولت مذكور اعتراض كرد. دولت انگلستان در پاسخ این یادداشت ،‌اعلام كرد كه هدف از امضای پیمان یاد شده ،‌برقراری نظم و امنیت در خلیج فارس بوده است و اگر دولت ایرن خود چنین مسئولیتی را برعهده گیرد، دولت انگلیس از آن استقبال خواهد كرد! در این پاسخ تصریح شده بود كه اگر از شیخ بحرین حركتی سر بزند كه مستلزم اقدامات جدیدی از طرف دولت انگلیس باشد ،‌دولت ایران در جریان قرار خواهد گرفت!‌ پس از آن نیز مجددا شیخ بحرین در سالهای 1880 و 1892 قراردادهای تحت‌الحمایگی دیگری را (‌مشابه قراردادهای تحت الحمایگی با سایر شیخ نشینها)‌ با انگلستان به امضا رساند.  

دولت ایران در مدت یك و نیم قرن حاد شدن مسأله بحرین (‌1820 ,1970 )‌ و دخالت و سلطه انگلستان بر آن جزیره سوق الجیشی ،‌ هیچگاه جدایی بحرین از خاك ایران را نپذیرفت ولی در عین حال قدرت انجام عمل حادی علیه بریتانیای کبیر که روزگاری با تجاوز و غارت گری دهها کشور بیگانه را به اشغال در آورده بود را نیز نداشت. گفتنی است در داخل بحرین جدا از شیوخ آن كه عمدتا وابسته و زیر نفوذ شدید انگلستان بودند،‌ از اوایل قرن بیستم به بعد بعضا جنبش های مخالف سسیاستهای انگلستان مشاهده می‌شد؛ مثلا در سال 1911 جمعی از بازرگانان و ملی گرایان بحرین خواستار محدود شدن نفوذ انگلستان و ایجاد كمیته داوری برای حل اختلافات فیمابین به خاطر صید مروارید شدند؛‌ ولی رهبران این گروه به وسیله مقامات انگلیسی مقیم بحرین دستگیر و به هندوستان تبعید گردیدند. ضمنا پیرو چالش قدرت دولتهای عثمانی و انگلیس بر سر حاكمیت بر بحرین ،‌پیمان شناسایی استقلال بحرین در سال 1913 به وسیله دولتهای مذكور به امضا رسید كه با بروز جنگ جهانی اول ناكام ماند.

قدرت و نفوذ انگلستان در سال 1923 با خلع شیخ عیسی از حكومت بحرین افزایش یافت و به ویژه با انتصاب "‌ چارلز بلگریو ‌" ‌ به عنوان مشاور انگلیسی حاكم جدید، و چندی بعد با انتقال پایگاه دریایی انگلیس از بندر باسعیدو (‌در غرب جزیره قشم ) به بحرین و انتقال مقر نماینده سیاسی انگلیس در خلیج فارس از بوشهر به بحرین،‌ این قدرت و نفوذ وسیعتر و با ثبات تر شد. مقارن این تحولات و پس از انتقال سلطنت از سلسله قاجار به پهلوی ،‌ ایران خواستار اعاده حق حاكمیت خود بر این سرزمین شد. در مقابل ،‌ حكومت بحرین نیز با مشورت و خط دهی مشاوران و كارگزاران انگلیسی مقیم بحرین بر آن شد تا ساختار جمعیتی و مذهبی این شیخ نشین كوچك را حتی الامكان با اكثریت دادن به عربها سنی مذهب از كشورهای عربی به بحرین تشویق شد و هزاران تن فلسطینی و اعراب دیگر از كشورهای مختلف عرب به بحرین هجوم آوردند.   به عبارتی ساختار نیمه ایرانی این منطقه رو به محو شدن رفت و تسلط عربها و انگلیس بیشتر گشت .

یكی از ویژگیهای مهم بحرین عبارت از تركیب جمعیتی و مذهبی آن است. با توجه به پیشینه تاریخی بحرین و وابستگی آن به ایران ،‌تعداد زیادی از ساكنان آن ایرانی تبار و فارسی زبان هستند كه در بخشهای گوناگون كشور مشغول به كار می باشند . چنانكه با وجود تغییر و تحولات گسترده در این امر در خلال دهه‌های گذشته ، حتی بر اساس منابع آماری كشور انگلستان 20 درصد بافت نژادی آن را در پایان دهه 1980 ایرانیان تشكیل می‌دادند! ضمنا حدود 60,70 درصد مسلمانان بحرین را شیعیان و تنها 30, 40 درصد آنان را سنیان تشكیل می‌دهند . در حالی كه با وجود اكثریت شیعیان ،‌قدرت سیاسی در دست مذهبان است و این امر یكی از نقا ضعف امنیت ملی آن كشور است . همین امر گاه به گاه مشكلاتی سیاسی بر بحرین به وجود آورده است،‌ چنانكه مثلا در سال 1953 شیعیان بحرین كه از افزایش سریع مهاجرت كارگران عرب سنی مذهب و تغییر مصنوعی ساختار جمعیتی نگران و ناراضی بودند ،‌ شورش كردند . لذا برخورد بین گروههای شیعه و سنی بحرین توسعه یافت و پس از چندی رهبران گروهها با تشكیل ‌" كمیته وحدت ملی "‌ ( لجنه الاتحاد الوطنی ) به یك آرامش نسبی رسیدند. در دورن سلطنت محمدرضا شاه ،‌ حداقل در دو برهه زمانی مسأله مالكیت و حاكمیت ایران بر بحرین به صورت حادتر مطرح شد . در اسفند 1329 در لایحه مربوط به ملی كردن صنعت نفت ایران كه برای تصویب به مجلس شورای ملی ارائه شد،‌ "‌ شركت نفت بحرین "‌ نیز در طرح ملی شدن قرار داشت ؛‌ چرا كه مجمع الجزایر بحرین بخشی از سرزمین ایران را تشكیل می‌داد بار دوم در آبان ماه 1336 هیأت وزیران با حضور شخص شاه لایحه‌ ای را برای تقدیم به مجلس آماده كردند كه به وضوح نشان دهنده حق و ادعای مالكیت ایران به بحرین بود. در این لایحه كشور از نظر اداره سیاسی به چهارده استان تقسیم می‌شد كه بحرین استان چهاردهم را تشكیل می‌داد. بدین ترتیب ،‌ از دیدگاه ایران ،‌منطقه بحرین از استان فارس جدا می‌شد و خود استان مستقلی را تشكیل می‌داد. این اقدام ایران مورد اعتراض مطبوعات و دولت متجاوز انگلستان و نیز نارضایتی اعراب تحت سلطه استعمار قرار گرفت. علیقلی اردلان وزیر امور خارجه وقت ایران در سخنرانی خود در مجلس شورای ملی در پاسخ به اظهارات مقامات انگلیسی در مجلس عوام آن كشور ، اظهار داشت كه حق حاكمیت ایران بر بحرین از اواخر قرن هجدهم به بعد تنها بر مبنای ادعای محض نبوده است ،‌بلكه "‌ در واقع و بنا به دلایل و شواهد عینی ،‌ ایران بر بحرین حكومت می‌رانده است و شیوخ بحرین نیز هر زمان كه آزاد بوده‌اند و حكومت مركزی ایران نیز قدرتمند بوده است،‌ خودشان را بخشی از ایران می دانستند ؛‌ ایران در پاسخ به اعتراض اعراب اعلام كرد، "‌ برادران عرب ما باید بدانند كه بحرین جزئی از پیكر ماست و مسأله بحرین از جمله منافع حیاتی ایران به شمار می‌آید" .  

اهمیت سیاسی – استراتژیك بحرین در دهه 1960 افزایش یافت ،‌ به ویژه اینكه ایران شاهد افزایش فعالیتهای انقلابی اعراب در سواحل خلیج فارس در خلال سالهای 1964, 1965 بود؛‌ ولی حضور نظامی انگلیس در منطقه و نیز بندر عدن تا اندازه‌ای ترس ایران را كاهش می‌داد ؛‌ ولی در نوامبر 1967،‌ نیروهای انگلیسی پیرو جنگلهای داخلی یمن از بندر استراتژیك عدن ( نزدیك باب المندب و ابتدای جنوبی دریای سرخ )‌ خارج شدند و پیرو آن ،‌ (‌جمهوری دموكراتیك خلق یمن )‌ ( یمن جنوبی )‌ به عنوان یك كشور سوسیالیستی افراطی شكل گرفت . این كشور بزودی از جنبشهای انقلابی و چپگرای منطقه به حمایت برخاست و در این راستا با ایران و نیز كشورهای میانه رو ( و غرب گرای ) عرب به عنوان "‌ كشورهای مرتجع "‌ شروع به مقابله و مخالفت كرد.

انگلستان پس از خروج از عدن (‌یمن جنوبی)‌ ،‌نیروهایش را به بحرین منتقل كرد و بدین ترتیب پس از عدن ،‌مجمع الجزایر ثروتمند و سوق الجیشی بحرین به عنوان پایگاه مهم انگلستان در شرق سوئز و خلیج فارس که مهم ترین مرکز انرژی جهان می باشد مطرح شد . مدتی بعد در ژانویه 1968 ،‌پس از اینكه انگلستان اعلام كردكه نیروهایش را تا پایان سال 1971 از شرق سوئز خارج خواهد كرد،‌ دولت ایران از این تصمیم استقبال كرد و اعلام كرد كه از حق حاكمیت خود بر بحرین منصرف نشده است. سپس،‌ با طراحی و هدایت انگلستان قرار شد فدراسیونی متشكل از نه شیخ نشین جنوب خلیج فارس و از جمله بحرین در قالب یك كشور واحد پس از خروج نیروهای انگلیسی از منطقه تشكیل شود،‌بویژه شیخ بحرین با ابراز ناخشنودی از مسأله خروج آتی نیروهای انگلیسی ،‌و ادعای مالكیت ایران بر بحرین آن را یك مشكل امنیتی برای آینده مجمع الجزایر دانست و بنابراین حل این مشكل را پیوستن بحرین به فدراسیون یاد شده دانست .  

عكس‌العمل ایران نسبت به تشكیل این فدراسیون با شركت بحرین قابل پیش بینی بود؛‌ چرا كه بر خلاف موضعگیری همه كشورهای عرب ، ‌ایران با تشكیل چنین فدراسیونی مخالفت كرد . اردشیر زاهدی وزیر امور خارجه ایران در تاریخ 17 تیرماه 1347 در بیانیه رسمی شدیداللحنی اعلام داشت: "‌ ایجاد چیزی به نام فدراسیون امارات خلیج فارس با شركت جزایر بحرین از دیدگاه ایران مطلقا قابل قبول نیست ".

محمدرضا شاه نیز به نوبه خود اعلام كرد ایجاد این فدراسیون چیزی جز یك اقدام استعماری و امپریالیستی و تلاش برای بازگشت انلگیس به منطقه از "‌درب پشتی " منطقه نیست. او هشدار داد كه ایران در صورت لزوم برای حفظ منافع تاریخی و حقوق سرزمینی خود قدرتمندانه اقدام خواهد كرد.

در این میان‌، مذاكرات آشكار و پنهان میان ایران ،‌انگلستان ،‌عربستان سعودی و آمریكا انجام می‌گرفت . یكی از مواضع موجود بر سر حل مسأله بحرین – جدا از سیاستهای استعماری انگلستان – حمایت عربستان سعودی (‌به عنوان كشور عرب با نفوذ منطقه ) ‌از خواسته‌ها و آمال شیخ بحرین و نیز مرز آبهای سرزمینی و فلات قاره دو كشور بود. تضاد منافع دو كشور چنان بودكه شاه برنامه دیدار رسمی‌اش از عربستان سعودی را در اوایل سال 1968 (‌1347) به تعویق انداخته بود. بالاخره با مذاكرات طرفین اولین قدم قابل توجه در حل اختلافات دیرین دو كشور بر سر مرز فلات قاره و مالكیت جزایر فارسی و عربی در تاریخ 24 اكتبر 1968 با امضای یك موافقتنامه انجام گرفت . مذاكرات و توافقهای پنهانی بین ایران و انگلستان و آمریكا و نیز امضای توافقنامه فوق باعث شد ایران در مورد مسأله بحرین كوتاه بیاید و متاسفانه عقب نشینی سیاسی كند.

شاه در دیدار رسمی خود از هندوستان ،‌در یك مصاحبه بی سابقه و ضد ملی در طبوعات "دهلی نو"‌ در تاریخ 4 ژانویه 1969 اعلام كرد كه "‌ اگر مردم بحرین خواهان پیوستن به كشورم ایران  نباشند"‌ ایران از ادعاهای سرزمینی اش نسبت به این جزیره خلیج فارس دست خواهد كشید. وی گفت چنانچه سیاست بین المللی خواهان آن باشد،‌ ایران نیز خواست مردم بحرین را می‌پذیرد . شاه تأكید كرد كه ایران مخالف استفاده از زور برای حل مسأله ارضی بحرین است. وی در پاسخ به این سوأل كه آیا او پیشنهاد انجام یك انتخابات عمومی یا رفراندومی در رابطه با كسب نظر مردم بحرین را دارد یا خیر پاسخ داد:‌

من نمیخواهم دراین زمان وارد جزئیات مربوط به این سوال بشوم ؛ ولی هر نوع وسیله ای كه بتواند به یك روش رسمی و مورد پذیرش شما و ما و تمامی جهان نشانگر خواست مردم بحرین باشد،‌ مطلوب خواهد بود. این حرکت غیر ملی محمد رضا شاه بدون شک مورد تائید هیچ ایرانی آگاه و ایران دوستی نبود زیرا در قوانین کشورهای آزاد و متمدن هیچ شهری حق تجزیه از کشور را ندارد و فقط در صورت تائید نمایندگان مجلس ملی آن کشور و رفراندوم از تمامی ملت آن کشور میتوان رای به خروج یک منطقه از کشوری داد و اینکه خود شاه یک نفره تصمیم به تجزیه یک شهر مهم و سوق الجیشی بگیرد چیزی جز بده بستان و دیکتاتوری حکومتی نمی باشد . محمد رضا شاه که فردی ایران دوست بود متاسفانه با این حرکت خود که در زیر فشارهای استعمار پیر انگلستان انجام گرفت لکه سیاهی در کارنامه خود به جای گذاشت . همانگونه که امروزه پس از حدود 200 سال هر ایرانی آزاده ای که عرق ملی دارد به سلاطین خودفروخته و هرزه قاجار که 17 شهر قفقاز و هرات و بلوچستان را به روسها واگذار نمودند نفرین می فرستد .

محمد رضا شاه پهلوی در ادامه پاسخ به سؤال خبرنگاران اشاره كرد كه بحرین 150 سال پیش به وسیله انگلیس به اشغال درآمد و از ایران جدا شد واكنون خودش در حال ترك خلیج فارس است، ولی انگلیس نمی‌تواند آنچه را كه از ایران بازستاده بدون رضایت این كشور به طرف دیگری بدهد و در عین حال ،‌ ایران پس از خروج انگلستان در پی اشغال بحرین نخواهد بود،‌ بنابراین چنین حالت و دوره‌ای یك وضعیت غیر امنیتی ایجاد خواهد كرد. این سخنان و اظهار نظرهای رسمی شاه نشان دهنده رسیدن به یك نقطه سازش و توافق منطقه‌ای بین شاه و قدرتهای بزرگ و در عین حال زمینه سازیهای لازم افكار عمومی برای حل نهایی مسأله بحرین از طریق جدایی آن از خاك ایران بود. در آن شرایط زمانی ایران نمی‌توانست از طریق نظامی بحرین را بازستانی كند،‌ این اقدام عواقب خطرناكی برای ایران در پی داشت. مسلمان انگلستان به عنوان یك قدرت بزرگ استعماری اجازه چنین اقدام جسورانه‌ای را به ایران نمی‌داد،‌ ضمن اینكه این كار تمام كشورهای عربی را (‌اعم از تندرو و محافظه كار )‌ علیه ایران متحد و هم پیمان می‌ساخت . این در حالی بود كه ایران در آن دوران درگیریهای ارضی و مرزی و سیاسی گسترده ای با عراق داشت. از طرف دیگر این اقدام نظامی ایران برخلاف اصول سازمان ملل متحد بود كه ایران نیز عضو فعال آن به شمار می‌رفت .

بنابراین شاه با توجه با سازشهای پنهانی انجام شده دست به این اقدام ضد ایرانی زد . چنانكه حدود نه ماه پس از مصاحبه دهلی نو‌،‌ شاه در زمستان سال 1348 (‌اوایل 1970) مجددا در مصاحبه‌ای خواستار حل مسأله برحین از طریق كسب نظر مردم بحرین به طور رسمی به وسیله سازمان ملل متحد شد. بالاخره پیشنهاد رسمی شاه از طریق گفتگوهای بعدی ایران با انگلستان و دبیركل سازمان ملل (‌اوتانت ) ‌در اوایل سال 1970 به نتیجه نهای رسید ایران در تاریخ 9 مارس 1970 (‌ 9 اسفند 1348 ) ‌رسما مساعی جمیله دبیركل سازمان ملل را برای استعلام نظرهای واقعی مردم بحرین از طریق انتصاب یك نماینده ویژه خود برای انجام این مأموریت خواستار شد.

انگلستان در تاریخ 20 مارس موافقت رسمی خود را با انجام پیشنهاد دولت ایران به اوتانت دبیركل سازمان ملل اعلام كرد . وی نیز در همان روز پس از مشورت با نمایندگان ایران و انگلستان اعلام كرد "‌كه او مساعی جمیله خود را تأخیر انجام خواهد داد "‌ . پیرو آن ،‌او شخص "‌ ویتوریو وینتسپیر گیچیاردی "‌ (‌دیپلمات ایتالیایی )‌ معاون دبیركل و مدیر كل دفتر اروپای سازمان ملل در ژنو را به عنوان نماینده ویژه خود در كسب آراء‌مردم بحرین منصوب كرد. ضمنا وی از سوی ایران و انگلستان در راه انجام دادن مسئولیت خود و ابراز نظر و تصمیم نهایی‌اش در مورد حل مسأله بحرین ،‌ اختیار تام گرفت.  

نماینده ویژه دبیركل در امور بحرین ،‌ در رأس یك هیأت پنج نفری عازم آن جزیره شد و از 29 مارس تا 18 آوریل 1970 به نظر خواهی گزینشی و گفتگو با گروههای منتخب سیاسی – اجتماعی بحرین پرداخت . ذكر این نكته ضروری است كه برخلاف ادعای برخی منابع خارجی مبنی بر مراجعه به آراء‌ عمومی از طریق رفراندوم  یا انتخابات عمومی ،‌این امر صحت ندارد،‌ بلكه به همان روش محدود گزینشی یاد شده انجام گرفت .

پس از نظرخواهی یک رفراندوم سوری تحت کنترل انگلستان از مردم بحرین ،‌ گیچیاردی داده‌ها و نتایج كسب شده را در گزارشی به دبیركل تسلیم كرد تا بر اساس آن تصمیم نهایی درباره سرنوشت بحرین اتخاذ شود.

در گزارش مذكور آمده بود:‌ هیأت اعزامی دریافتند كه مردم بحرین پیشنهاد و درخواست ایران و انگلستان برای نظرخواهی و مساعی جمیله سازمان ملل را در این راه مورد ستایش و تقدیر قرار دادند،‌ هیچ گونه تلخكامی و خصومتی از سوی مردم بحرین نسبت به ایرانیها مشاهده نشد و اظهار امیدواری شده بود كه "‌ ادعای مالكیت ایران بر بحرین  یكباره و برای همیشه كنار رود "‌ . ضمنا آمده بود كه مردم بحرین پس از حل مسأله بحرین ، ‌خواستار روابط نزدیكتر خود با سایر كشورهای عرب و نیز ایران هستند، ‌اینكه خواهان یك "‌ كشور مستقل و با حاكمیت كامل " سیاسی هستند و بالاخره اینكه اكثریت تام مردم احساس می‌كنند كه بحرین یك كشور عربی است . ضمنا در گزارش نوشته شده بود كه هیأت اعزامی به تفاوتهای مختصری در نظر جمعیت شهری و روستایی بحرینی‌ها پی برده‌اند،‌ از جمله در مورد ایرانی تبارها ،‌افراد دارای تحصیلات بالا و گروهها دیگر اجتماعی؛ ولی این تفاوتها از نظر نتیجه‌گیری نهایی اعضای هیأت جنبه حاشیه‌ای (‌و نه اساسی )‌داشتند.
گزارش یاد شده از سوی دبیر كل به شورای امنیت ارجاع شد و شورای امنیت نیر با استناد به نتیجه گیری نهایی گزارش تدوین شده مفاد آن را راجع به استقلال بحرین و جدایی‌آن از خاك ایران در تاریخ 30 آوریل 1970 مورد تأیید و تصویب قرار داد.  

ایران نیز در ماه مه (‌اردیبهشت 1349 ) برای شناسایی رسمی قطعنامه شورای امنیت در مورد استقلال بحرین در جدایی از خاك كشور دست زد. چنانكه هیأت دولت قطعنامه‌ای را به منظور تصویب تصمیم شورای امنیت به مجلس شورای ملی تقدیم كرد.


اعلامیه استقلال بحرین در تاریخ 14 اوت 1971 منتشر شد . دولت ایران تنها یك ساعت پس از استقلال بحرین آن را به رسمیت شناخت . یك روز بعد (‌15 اوت )‌،‌ بحرین و انگلستان فخیمه یك قرار داد دوستی با هدف ( مشورت ) در مواقع ضروری با یكدیگر امضا كردند ! در واقع باید گفت بحرین قربانی یك بده و بستان سیاسی شد و آخرین بخش جدا شده از خاك ایران در دوران معاصر بود

 

موقعیت حساس و ثروتهای طبیعی بحرین

بحرین از دید ثروت نسبت به وسعت و جمعیتش بسیار غنی و حتی در خاورمیانه دارای مقامی والا می باشد . همین امر مهم ترین دلیل توطئه بیگانگان بر ضد این جزیزه ایرانی گشت تا آن را از ایران بزرگ جدا سازند و پادشاهان بی لیاقت و دست نشانده انگلستان و آمریکا را در آنجا روی کار آورند تا سرمایه های بیکران این سرمین را به یغما ببرند . نفت بحرین قابل توجه است ولی مروارید آن در خاورمیانه زبان زد است . از دیدگاه طبقه بندی نوع مروارید ها میتواند اینگونه دسته بندی نمود :

مروارید جیون یا مروارید غلطان که رنگش سفید مایل به سرخ است و بسیار گرانبها می باشد  . مروارید سفید تمایل به سرخی زیاد . مروارید سفید و سبز مخلوط  . مروارید برنک شیشه آسمانی یا کبود  . مروارید خشن و درشت که نباتی نام دارد  .

تا سال 1920 میلادی مروارید تنها منبع درآمد مردمان بحرین بود . ولی پس از آن با کشف نفت چهره شهر تغییر یافت و ثروتهای بسیاری نصیب مردم گشت . همگان بر این باورند که بحرین از ثروت مندترین شهرهای نفت خیز جهان است . در سال 1920 شرکت انگلیسی سندیکای شرق به ثبت رسید و جهت چپاول ثروت خاورمیانه راهی این سوی جهان شد . یکی از مدیران این شرکت شخی به نام هومز بود بود که مامور نفت بحرین شد . بحرین به دلیل آنکه فاقد آب شرب بود و با کوچکترین طوفانی چاههای نفت جزیره اش بسته می شد با آب آشامیدنی مشکلاتی داشت . لیکن هومز انگلیسی از فرصت بهره برد و امتیاز حفر چاههای عمیق آب شرب را با بهره برداری از نفت بیکران بحرین معاوضه نمود . هومز پیشنهاد استخراج را به انگلستان و آمریکا داد و شرکت نفت خلیج فارس که آمریکایی و الاصل بود آن را پذیرفت و راهی منطقه شد . در سال 1932 اولین استخراج نفت در بحرین صورت گرفت و در سال 1934 چهل هزار تن نفت از بحرین به جهان صادر شد . بعدها سالانه از یک میلیون تن نیز تجاوز کرد . هومز انگلیسی سپس قراردادی استعماری به مدت نود ساله با شیخ بحرین امضا نمود .

دلایل تاریخی و بین المللی اهمیت بحرین برای ایران :
1 ) برابر قوانین حقوق بین الملل دریاها ، تا دوازده مایل دریایی پشت جزیره بحرین ، یعنی سواحل آبی عربستان و قطر آبهای داخلی ایران بودند و بر این اساس از دوازده مایل دریایی پشت جزیره بحرین یک خط به تنگه هرمز و یک خط به دهانه اروند میکشیدند و تمام آن محدوده ای که در این مثلث عظیم قرار میگرفت ملک طلق ایران بود ، به تعبیر دقیقتر بیش از  80 در صد مساحت خلیج فارس خاک ایران بود و از این رهگذر :
2 ) بیش از 70 درصد منابع گازی و هیدروکربنی خلیج فارس که مهم ترین منبع انرژی جهان محسوب می شود متعلق به کشورمان بود .
3 ) بیش از 70 درصد منابع پروتئینی این محدوده متعلق به ایران بود.
4 ) تمام تردد آبی کشتی های غیر ایرانی ( اعم از عراق، کویت ، عربستان و یا کشتی های دیگر کشورهای جهان) یا میبایست با دادن حق عبور از آبهای ایران عبور میکردند و یا میبایست از آبراهه بین ایران و قطر ( بین بحرین و قطر) عبور میکردند.
5 ) دیگر نگران غارت بی وقفه منابع گازی توسط قطر نبودیم.
6 ) دیگر شاهد حضور دهها ناو امریکایی در خلیج فارس نبودیم
7 ) تمام صنعت مروارید جهانی و نفت بحرین و خلیج فارس به ایران تعلق داشت .
8 ) اگر به نقشه بحرین توجه نمایند متوجه خواهید شد که این جزیره با موقعیت فوق سوق الجیشی خود میتوانست اهرم فشار ایران برای ایجاد پایگاههای نظامی و کنترل دولتهای مرتجع عرب و متجاوز منطقه باشد. اگر بحرین از ایران جدا نمی شد شاید هرگز کشورهای عربی جرات حمله نظامی به ایران را نمی داشتند زیرا ایران می توانست از پایگاهای نظامی خود در بحرین به راحتی امارات و قطر و کویت و بخشی از عربستان که همگی به حمایت صدام حسین ملعون پرداخته بودند را مورد هدف خود قرار می داد .

9 ) اگر بحرین بخشی از ایران بود شاید هرگز امارت به خود این اجازه را نمی داد که امروز ادعای جزایر سه گانه را بکند . وقتی دیدند ایران به راحتی از بحرین چشم پوشی کرده است هرکشور بدوی و متجاوزی به اندیشه سواستفاده های بیشتر خواهد بود .

10 ) اگر بحرین بخشی از ایران بود قدرت ایران در خلیج فارس چندین برابر کنونی می بود و در حقیقت نقشه شوم انگلستان در جعل نام دریای پارس به الخلیج العربی برای همیشه در تاریخ دفن می شد و قومی بدوی به خود این اجازه را نمی داد که خلیج همیشه فارس ایرانیان را خلیج عربی بنامند .

و . . .

 آنچه که مهم به نظر می آید ضرورت تبلیغ و حمایت ایران از مردم این منطقه برای پیوستن دگرباره به ایران است . امری که انجام آن ممکن و ضروری می باشد .

 

در تیر ماه 1386, روزنامه کیهان تهران نخستین گام را پیرامون مالکیت ایران بر بحرین برداشت

Bahrain History & Culture بحرین استان چهاردهم ایران

 

استان چهاردهم ایران عروسکی در دستان انگلستان و آمریکا

 

در پی تکرار ادعاهای مضحک کشورهای عربی حوزه خلیج فارس مبنی بر ایجاد نام خلیج عربی برای دریای پارس و سپس مالکیت عربها بر جزایر سه گانه ایران – مدیر مسئول روزنامه دولتی کیهان دست به ابتکاری پسندیده و ملی زد . نوشته او حق قانونی و تاریخی ایران را که سالها بر آن سرپوش گذاشته شده بود را طلب می کند . با اینکه این حق در دوران محمد رضا پهلوی با فریبکاری انگلستان پیر استعمار جهان از ایران صلب شده بود  ولی گویا در دنیای امروز بازپس گیری این حق امری ضروری به نظر می رسد . بحرین استان چهاردهم ایران – مرکز مروارید خلیج فارس و منطقه سوق الجیشی دریای پارس - امروز عروسکی در دستان آمریکا و انگلستان شده است و پایگاه های نظامی خود را در اختیار این استعمارگران قرن قرار داده است . بحرین پیشگام جعل نام دریای پارس شده است . پیشگام مالکیت موهن امارات بر جزایر سه گانه ایران شده است و در نبرد ایران و صدام به حمایت از کشور متجاوز عراق نیز پرداخت . به راستی آیا باید در برابر دولت بحرین و امارات سکوت کرد ؟ پس از جدایی غیر ملی بحرین از کشورمان دولت ایران این امر را در مجلس شورای ملی به تصویب نرسانده است و تلاش برای بازپس گیری دیپلماتیک آن امری ممکن است . ما نیز بر حق قانونی و تاریخی ایران بر جزیره بحرین تاکید میکنیم و در این امر ملی همگام با مسئولان مطرح کننده این الحاق هستیم .

گذری بر تاریخچه بحرین

 

ننگ تاریخ بر انگلستان باد

انگلیسا در جهان بیچاره و رسوا شوی                         ز آسیا آواره گردی وز اروپا پا شوی

چون به یاد آری ز آبادان و کشتی نفت                      موج زن از شور دل مانند دریا شوی

خطه بحرین را سازی به ایران مسترد                       بی نصیب از غولگاه لولو لالا شوی

عشق بلع نفت خوزستان و موصل را به گور                        برده و آواره از دنیا و مافیها شوی

هرکجا دیدی جوانمردی وطن خواه و غیور                      از میان بردی اش تا خود در جهان آقا شوی

عهد بستی بی طرف مانی تو در کار هرات                           چو پسندیدی که ناگه بر سر حاشا شوی ؟

( هرات بخشی از ایران بود که توسط انگلستان جدا شد )

آتش جنگ عمومی را نمایی شعله ور                   قتل میلیون ها جوان را علت اولی شوی

شادروان ملک الشعرای بهار

 

پرونده مالکیت ایران بر بحرین را به جریان خواهیم انداخت

عضو هيأت رئيسه كميسيون امنيت‌‏ملي و سياست ‌‏خارجي مجلس شوراي اسلامي گفت: در صورت ادامه ادعاهاي امارات، ايراني بودن بحرين و برخي از خاك امارات را از طريق مجامع بين‌‏المللي پيگيري مي‌‏كنيم. سليمان جعفرزاده در گفت‌و‌گو با ايلنا، اقدامات برخي كشورهاي عربي را در راستاي تحركات جديد آمريكا در منطقه ارزيابي كرد و گفت: آمريكا در ادامه سياستهاي تفرقه‌‏انگيز خود به اختلافات قومي و فرهنگي روي آورده است چرا كه بقاي خود را در دامن زدن به اين امور مي‌‏بيند. وي افزود: كشورهاي عربي نيز به دليل ضعف‌‏هايي كه درنوع حكومت و شيوه‌ ‏حكمراني خود دارند، سعي در ارضاي ديدگاه‌هاي ايالات متحده دارند. نماينده ماكو و چالدران در مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه مجلس حافظ حقوق و منافع مردم است، تأكيد كرد: نمايندگان ملت با آنچه به حقوق ملي و تمدني ما لطمه وارد كند، برخورد خواهند كرد و آن را در جلسات هفته جاري كميسيون پيگيري مي‌‏كنند. وي خاطر نشان ساخت: در صورت ادامه ادعاهاي واهي امارات و ديگر كشورهاي عربي ما نيز با مقابله به مثل، ايراني بودن برخي از اين كشور ها را به جريان خواهيم انداخت چرا كه هنوز چندسالي بيش از جدا شدن بحرين و يا بخشي از خاك امارات از ايران نمي‌‏گذرد. عضو هيأت رئيسه كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس ‌‏هفتم در پايان گفت: ما مي‌‏توانيم از طريق مجامع بين‌‏المللي ايراني بودن اين كشورها را اثبات كنيم و خواهان الزام آنها به خاك كشور خود باشيم.

 

 

خبرهای خبرگزاری های ایران مبنی بر مالکیت ایران بر مجمع الجزایر بحرین :

 

از استان چهاردهم ایران تا کشوری به نام بحرین

 

در چند ساله ی اخیر هرگاه شیوخ کشورهای سلطنتی عرب در قالب شورای همکاری خلیج فارس گرد هم آمده اند، همواره یک موضوع مشترک در بیانیه‌ها‌ی نمایشی و بی اثر پایانی آنها وجود داشته و آن ادعای مالکیت امارات بر جزایر سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی بوده است. ادعایی که به رغم تکرار چندین باره ی آن در هر سال، نه تنها هیچ ضمانت اجرایی ندارد بلکه خود بهتر می‏دانند که آرزویی محال و خوابی تعبیر ناشدنی است.

اما در روزهای گذشته روزنامه ی کیهان ( 18/4/86 ) در یادداشت روز خود در واکنش به تکرار مجدد این ادعا در بیانیه ی اخیر این شورا، ضمن برشمردن مستنداتی هر چند محدود در خصوص مالکیت ایران بر این جزایر سه گانه، درطرحی جدید، موضوع جدایی بحرین از ایران در کمتر از 40 سال پیش اشاره کرد و همین اشاره ی کوتاه باعث گردید تا موجی از وحشت در میان سران برخی از این کشورها که همواره مناسبات و روابط خود با جمهوری اسلامی ایران را تابعی از شرایط ایران در مجامع بین المللی می‏دانند، به وجود آورد.

مجموعه جزایر بحرین که از قبل از اسلام جزو محدوده ی سرزمین ایران بوده و حکومت‌ها‌ی هخامنشی، اشکانی، ساسانی و... همواره به آن حکومت می‏کردند و پس از خروج اعراب از ایران نیز همواره در قلمرو حکومت ایرانیان بوده، در سال 1336 که ایران به ایالت‌ها‌ی مختلف تقسیم شده بود، رسما به عنوان ایالت چهاردهم ایران معرفی گردید. این استان ایرانی که سرشار از منابع زیرزمینی نفت و گاز و نیز بزرگترین تولید کننده ی مروارید در آسیا می‏باشد، مورد طمع امپریالیسم و استعمار پیرانگلستان قرار گرفت و به دلیل بی کفایتی شاه و دربار ایران، در زمان نخست وزیری هویدا، در سال 1349 هجری شمسی یعنی 37 سال پیش در طی یک زد و بند غیر قانونی میان دربار شاه و دولت انگلیس، از ایران جدا گردید و به دولت انگلیس بخشیده شد.

زد و بندی که چه بسا اگر 8 سال به تعویق می‏افتاد، دیگر اکنون کشوری به نام بحرین در نقشه ی جغرافیایی جهان وجود نداشت. هر چند که با پیدایش انقلاب اسلامی ایران، مسئوولین ایران همواره سیاست خود در قبال کشورهای منطقه را یک سیاست دوستانه، برادرانه و بر پایه ی احترام متقابل و حسن همجواری اعلام کرده و همواره خواستار گسترش روابط با این کشورها بوده و همیشه حسن نیت خود را در این باره نشان داده اند، اما آن چه اکنون جای تامل و درنگ دارد، این است که این کشورها که با انتشار یک مقاله این چنین دچار رعب و وحشت شده اند، چرا علی رغم این سیاست ایران همواره چنین ادعاهایی را مطرح می‏کنند و آیا مستندات و دلایلشان برای ادعای حاکمیت بر جزایر سه گانه ی ایرانی قابل مقایسه با دلایل ایران در خصوص حاکمیت بر بحرین و دیگر سرزمین‌ها‌ی جدا شده از وطن اصلی خود می‏باشد و این که آیا اساسا می‏توان با چنین ادعاهایی که با تمرکز بر روی تاریخ جغرافیایی کشورها مطرح می‏شود، قلمرو جغرافیایی جدیدی ترسیم کرد.

مطمئنا سران این کشورها که دخالت بیگانگان در تصمیم گیریهای آنها کاملا مشهود و محسوس است، از درک این واقعیت عاجز نیستند که در صورت باز شدن پرونده ی این موضوعات، خود بیشترین ضررها را متحمل شده و تقسیم بندی‌ها‌ی جغرافیایی در خاورمیانه دستخوش تغییرات وسیعی خواهد شد. ضمن این که قدرت نرم افزار شیعی در کنار سخت افزار ملی ایرانیان، قدرتی نیست که ادعاهایی را به مثابه یک تهدید تلقی کند، کما این که همواره شاهد صدور چنین بیانیه‌ها‌یی بوده و هستیم.

تا اطلاع ثانوي، بحرين متعلق به ماست

خبرگزاري انتخاب : رضا سلیمانی: شاید باید این حرکت تاکتیکی را چون قانونی نانوشته حمایت کرد،که هربار اعراب ادعایی واهی نسبت به جزایر سه گانه را مطرح کردند، در جواب روزنامه های مهم و پرشمارگان کشور حق ایران نسبت به بحرین و جزایر سه گانه را یادآور شوند.«سرمقاله، تیتر اول،صفحه اول » قطعاً اگر این اقدام صورت پذیرد و ده ها بار نیز تکرار گردد، بدلیل ضعف تاریخی و سندی، اعراب عقب خواهند نشست.

۲۵ تیر ماه ۱۳۸۶    ساعت : ۰۶ , ۰۳
خبرگزاري انتخاب : یادداشت روز کیهان" آواز کوچه باغی" به قلم حسین شریعتمداری، در تاریخ 18تیر1386حساسیت های زیادی را در محافل سیاسی داخل و خارجی خصوصا منطقه خلیج فارس برانگیخت. تا آنجا که پرچم مقدس کشورمان مورد اهانت جمعیت معترض بحرینی در منامه قرار گرفت..

همچنین نقل محافل سیاسی است که سفر اخیر و بدون برنامه منوچهر متکی به بحرین برای دلجویی و استمالت از مقامات بحرینی به خاطر سرمقاله کیهان صورت گرفته است. حال سوالی که به ذهن می رسد آنست که ابراز پشیمانی و دلجویی مسئولین ایرانی از منامه چه دلیل موجهی دارد؟ مگر حسین شریعتمداری چه خطایی را مرتکب شده است؟ مگر مقامات کشورهای عربی و حاشیه خلیج فارس برای صدور هر روزه بیانیه های خود و شورای همکاری خلیج فارس بر علیه ایران و نقض حاکمیت ملی کشورمان در خصوص جزایر سه گانه ، از ما پوزش می خواهند؟ ( بارهای ادعاهای دروغ از سوی اعراب بر ضد تمامیت ارضی ایران شنیده می شود و حال که یک بار مقامات ایران بر مالکیت تاریخی و قانونی ایران بر بحرین اشاره کرده است خبرگزاری های عرب دست به جنجال و هیاهوی پوشالی می زنند . مگر همین شما اعراب نبودید که هشت سال به حمایت از صدام دست زدید و در نهایت این شرم را برای خود در تاریخ به جای گذاشتید ؟ پس هرعملی عکس العملی را نیز در پی خواهد داشت . )

پس از این همه اعتراض رسمی و نیمه رسمی مقامات ایرانی نسبت به رژیم حقوقی جزایر سه گانه، تا کنون حتی  یکبار بصورت روشن از زبان یکی از مقامات عرب، نشنیده ایم که بر حق سرزمینی ایران صحه بگذارد.آسمان که به زمین نیامد! حسب اتفاق، مقاله حسین شریعتمداری، یادداشت کاملاً مستندی بود،در قبال مشتی لاطائلات اعراب در مورد جزایر سه گانه که به دلیل عدم واکنش مناسب مقامات ایرانی، کم،کم امر بر آنها مشتبه شده که حق نیز با آنهاست؛ دیروز خلیج فارس بود، امروز جزایر سه گانه ،اهواز و فردا هم احتمالا تهران!

 
شاید باید این حرکت تاکتیکی را چون قانونی نانوشته حمایت کرد،که هربار اعراب ادعایی واهی نسبت به جزایر سه گانه را مطرح کردند، در جواب روزنامه های مهم و پرشمارگان کشور حق ایران نسبت به بحرین و جزایر سه گانه را یادآور شوند.«سرمقاله، تیتر اول،صفحه اول »قطعاً اگر این اقدام صورت پذیرد و ده ها بار نیز تکرار گردد، بدلیل ضعف تاریخی و سندی، اعراب عقب خواهند نشست.آنها شاید بتوانند فرد،گروه،سازمانی را با دلارهای نفتی بخرند، اما نمی توانند تاریخ را از نو بنویسند و آن را تغییر دهند.

 
نگارنده تا به امروز همیشه از منتقدان روش کیهان و مدیریت آن بوده است، ولی دلیلی نیست که در مقابل واکنش صحیح شریعتمداری و کیهان، بازهم انتقاد کند! تمام نشریات راست دنیا معمولا نسبت به تمامیت ارضی کشور خود عموما با بیشترین حساسیت ممکن برخورد می کنند و مگر کیهان اقدامی غیر این انجام داده است؟ درست در قامت یک نشریه راست از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران به دفاع پرداخته است.

این بسیار خوشایند است که عمداً یا سهواً روزنامه کیهان نه فرد و گروهی! را کشف کرد، و نه معاندین و معارضین را مورد عتاب، اهانت قرار داد. تنها در قامت یک روزنامه راست کلاسیک مقاله ای گیرا و مستند را منتشر کرد. در مقابل آن همه مقالات سراسر کذب روزنامه های عربی، دلیلی برای سکوت وجود ندارد، چه بهتر آنکه تریبونی بالاخره پس از دو دهه زیگزاگ رفتن سرانجام در جهت درست خود قرار بگیرد و از جانب ملت ایران حق حاکمیت ملی سرزمین ایران را فریاد کشد و اعراب توهم زده را از خواب بپراند. اگر آنها تن شان برای سرزمین شان می لرزد چرا تن ایرانیان نلرزد و چرا مدام تن ایشان را نلرزانیم تا اصل رعایت محدود سرزمینی را رعایت کنند؟

کسی حقی برای ما متصور نیست، ما خود برای احقاق حقوق خود باید تلاش کنیم. مگر نه اینکه قرارداد "هویدا – شفیق" در سال 1352 در خصوص رژیم حقوقی رود هیرمند دائر بر حق ایران نسبت به یک/دوم آب این رودخانه که از افغانستان سرچشمه می گیرد، امروز به دلیل سهل انگاری مسئولین ما توسط مقامات کابل نقض می شود؟ مگر نه اینکه بیش از یک هزار روستا و شهر و زمین های زراعی سیستان از کمبود آب و نقض رژیم حقوقی رود هیرمند توسط افغانستان آسیب های فراوانی دیده است؟

مگر نه مفاد قرارداد 1975 الجزیره بین شاه وقت ایران و صدام حسین هنوز که هنوز است بطور تمام و کمال اجرا نمی شود و رژیم حقوقی اروند رود آنچنان که شایسته است از سوی مقامات ایرانی مورد توجه قرار نگرفته، و مقامات عراقی هم خویش را به آن راه می زنند.

و مگر نه اینکه قرارداد 1940 ما بین حکومت وقت ایران و جمهوری شوروی سابق در خصوص رژیم حقوقی دریای خزر با سهل انگاری ما مورد تجاوز روسیه امروزی و اقمارش قرار گرفت؟ قراردادی تا آن حد مشخص که سهم ایران را از دریای خزر 50 درصد می دانست، امروز چه بلایی بر سراش آمده است؟ سهم ایران به چند درصد تقلیل یافته است ؟ همین مصلحت اندیشی ها و همین امتیازدهی ها کار را به جایی رسانده که حق ایران را 8درصد از آب دریای خزر هم نمی دانند.

همچنین باید به مقامات عربی خاطرنشان ساخت، تا زمانی که حق ایران نسبت به جزایر سه گانه   به رسمیت نشناسند و دست از ادعای واهی خویش برندارند؛ حق حاکمیت بحرین نیز از سوی ایران به رسمیت شناخته نخواهد شد، پس تا اطلاع ثانوی بحرین متعلق به ایران است.

 

 بحرین ایرانی و توطئه های بیگانگان

آفتاب: ماجرا از آنجا آغاز شد که در پی بیانیه شورای همکاری خلیج فارس و تکرار مدعیات تکراری تعلق جرایر سه گانه به امارات، حسین شریعتمداری سرمقاله ای در روزنامه کیهان نوشت که واکنش‌های بسیاری را برانگیخت.وی در این سرمقاله با طرح مباحثی به منظور اثبات مالکیت ایران بر جزایر سه گانه گریزی به تاریخ زده بود و اظهار داشته بود که نه تنها به لحاظ تارخی جزایر سه گانه متعلق به ایران هستند بلکه کشور بحرین نیز که تا سالیانی پیش جزك لاینفک خاک ایران بوده را در صورت رجوع به تاریخ باید از آن ایران دانست.

فردای همان روز دکتر علی احمدی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با آفتاب در خصوص موضعگیریهای خلاف منافع ملی ایران توسط رسانه‌هایی مانند الجزیره، خواهان برخورد با این شبکه و رسانه‌هایی از این دست شده و در خصوص مدعیات بی‌پایه برخی از کشورهای عربی گفته بود که اگر آنها قصد نبش قبر تاریخ را داشته باشند باید روزگاری را به یاد‌ آورد که بحرین نیز جزء لاینفک خاک ایران محسوب می‌شد.

این نوع موضعگیری از سوی روزنامه کیهان واکنش مقامات بحرین را در پی داشت.آنها اعلام کردند که چون مدیرمسئول کیهان از سوی عالی‌ترین مقام جمهوری اسلامی در موسسه کیهان نمایندگی دارد تا زمانی که جمهوری اسلامی موضعی روشن در این باب اتخاذ نکند آن را موضع دولت ایران تلقی خواهند کرد.در همین راستا برخی از روزنامه‌های این کشور خواستار برخورد با ایران و فراخوانی سفیر جمهوری اسلامی و ارائه توضیح در این باره شده بودند.

این در حالی است که روزنامه کیهان سرمقاله خود را در واکنش به ادعای بی‌پایه ارضی
کشور تازه تاسیس امارات و بحرین منتشر کرده بود که مدتی است افزایش یافته است. حتا در این راستا بود که علی احمدی از رسانه‌هایی یاد کرد که در داخل خاک ایران از عبارت جعلی «خلیج عربی» استفاده می‌کنند و در این میان خواستار به فعلیت رساندن توانمندیهای جمهوری اسلامی در منطقه برای جلوگیری از شدت یافتن اینگونه ادعاها شده بود.
وی با بیان اینکه داشتن قدرت یک بحث است و استفاده از آن بحثی دیگر با اشاره به قدرت جمهوری اسلامی در منطقه از مسئولان خواسته بود مدیریت تخصیص منابع قدرت در منطقه را فعال کنند.

پس از آن بود که مدیرمسئول روزنامه کیهان در توضیحی،‌مفاد سرمقاله روزهای گذشته خود را نظر شخصی عنوان کرد.با این همه صحنه دیپلماسی ناگهان شاهد سفر وزیر خارجه جمهوری
اسلامی به بحرین بود.منوچهر متکی در این سفر و در کنفرانس مطبوعاتی پس از آن با تاکید بر دوستانه و برادرانه بودن روابط ایران و بحرین توضیحی درباره علت اصلی سفر خود به این کشور نداده است.

به هر روی هرچند سفر ناگهانی متکی به بحرین برای فرونشاندن تنش به وجود آمده در روابط میان دوکشور را می‌توان اقدامی مثبت ارزیابی کرد اما این پرسش همچنان بی‌پاسخ مانده است که چرا در موارد مشابه و هنگامی که دولتمردان کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس در نشست‌های رسمی و حتی در حضور مسئولان بلند پایه ایرانی به طرح ادعاهای ارضی علیه ایران و زیر سئوال بردن هویت ملی کشورمان می‌پردازند پاسخی در خورد دریافت نمی‌کنند؟! 
 

 

  واکنش العطيه به سرمقاله شریعتمداری

سرمقاله روز دوشنبه حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان بازتاب گسترده ای در برخی مطبوعات شیخ نشین های خلیج فارس و به ویژه بحرین داشته استبه گزارش "الف"، حسین شریعتمداری مدیر مسوول روزنامه کیهان در سرمقاله روز 18 تیرماه با اشاره به بیانیه هفته گذشته وزرای دفاع، خارجه و امنیتی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (PGCC) درباره حمایت از ادعای مالکیت امارات بر جزایر سه گانه خلیج فارس، ضمن ارایه فهرست اسناد ایران برای مالکیت بر جزایر سه گانه مورد ادعای امارت و اینکه سابقه کشورهای شیخ نشین خلیج فارس به 100 سال هم نمی رسد، نوشت: « در میان کشورهای عضو شورای همکاری خلیح فارس، همراهی بحرین با سایر کشورها حساب جداگانه ای دارد زیرا بحرین بخشی از خاک ایران بوده که در جریان یک زد و بند غیر قانونی میان شاه – دولت هویدا -  و دولت ننگین انگلیس از ایران جدا شده است.

 

در واکنش به سرمقاله روز دوشنبه کیهان، عبدالرحمن العطیه، دبیر کل شورای همکاری خلیج فارس این سرمقاله را مغرضانه توصیف و با انتقاد شدید از آن گفت، این مقاله تحریک آمیز و هدف آن ایجاد فتنه بوده است در حالی که ما اکنون نیاز به آرامش و اعتماد سازی داریم !!! ( ولی سخنی از حرکات ضد اعتمادی خود در جعل نام دریای پارس و مالکیت موهن امارات بر جزایر سه گانه ایران نمی کنند )

 

روزنامه های بحرین نیز به سرمقاله حسین شریعتمداری واکنش نشان داده و ادعا کرده اند : بحرین هیچ وقت متعلق به ایران نبوده است!!!

 

جزیره بحرین با حدود 700 هزار نفر جمعیت، در جنوب خلیج فارس قراردارد و از نظر مساحت 2300 برابر کوچکتر از ایران است. حدود یک سوم از جمعیت فعلی این جزیره را اتباع هندی، پاکستانی، بنگلادشی، فیلیپینی ، آفریقایی و درصد زیادی هم ایرانی تشکیل می دهند که برای کار به این جزیره رفته اند.

 

حدود 70 درصد جمعیت بومی بحرین را شیعیان تشکیل می دهند . بسیاری از آنها به زبان فارسی مسلط هستند واخبار ، فیلم ها و  سریال های شبکه های تلویزیون ایران را پیگیری می کنند.  بازی های  لیگ فوتبال ایران و حتی تیم های استقلال و پرسپولیس در منامه طرفداران پروپا قرصی دارد.

 

در محله قدیمی و سنتی منامه که اکثریت جمعیت این کشور در آن زندگی می کنند، عکس های آیت الله خامنه ای، سید حسن نصرالله و نیز نشانه ها و نمادهای شیعی ـ ایرانی کاملاً در معابر و خیابانها مشهود است.

 

حکومت بحرین پادشاهی است که در آن "شاه" ، رییس همزمان دولت و عدلیه است و در عین حال قانونگذاری هم می کنداز سالها پیش خاندان آل خلیفه قدرت را در این جزیره در دست دارند. سلطان فعلی، حمد بن عیسی آل خلیفه نام دارد که از سال 1378 قدرت را به دست گرفته و با خانواده پر جمعیتش در شهر اختصاصی حمد در نزدیکی منامه زندگی می کندپدر شاه فعلی رابطه خوبی با اکثریت 70 درصدی شیعیان بحرین نداشت و تجمع آزادی طلبانه مردم منامه در سال 1372 را به شکل خونینی سرکوب کرد.

 

خاندان آل خلیفه در سیاست و اقتصاد بحرین حرف اول و آخر را می زنند و مانند بقیه امیر نشین های خلیج فارس، قوانینی اعلام کرده اند تا کسب و کارهای پر سود تجاری به طور قانونی در انحصار خاندان سلطنت قرار داشته باشد پیش از این نیز مقام های  جمهوری اسلامی ایران تلویحاً به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس هشدار داده بودند چنانچه این شورا به حمایت از ادعای امارات درباره جزایر ایرانی خلیج فارس ادامه دهد، ایران نیز حق مالکیت خود بر بحرین را که در سال 1351 شاه از آن چشم پوشید، احیا و پیگیری خواهد کرد.

 

 رای گیری پیرامون مجمع الجزایر سوق الجیشی بحرین ایران

 نظرسنجی «شریف نیوز» درباره «بحرین»:

 ۱. با طرح این مساله موافقم، چراکه به طور کلی موافق پیوستن مجدد بحرین به عنوان یکی از اراضی جدا شده از خاک ایران می‌باشم (عدد ارسالی ۱)

 ۲. با طرح این مساله مخالفم، چراکه به طور کلی مخالف پیوستن مجدد بحرین به ایران هستم (عدد ارسالی ۲)

 ۳. با طرح این مساله مخالفم، چراکه در شرایط فعلی طرح چنین مباحثی را به مصلحت نمی‌دانم (عدد ارسالی ۳)

 ۴. با طرح این مساله به این دلیل موافقم که پاسخ مناسبی است در برابر ادعاهای برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس در مورد جزایر سه‌گانه ایرانی (عدد ارسالی ۴)

 ۵. موافق تشکیل کارگروه‌های سیاسی ـ حقوقی بین‌المللی برای بررسی علمی جوانب این موضوع می‌باشم  (عدد ارسالی ۵)

 ۶. نظری ندارم (عدد ارسالی ۶)

 

 

نمونه ای از سخنان هجو و حرکات متحجراته مقامات عربی

برخي نرمش‌ها درباره جزاير سه‌گانه منجر به گستاخي برخي منابع سعودي شده و روزنامه «الجزيره» عربستان در تحليل تازه‌اي مدعي شد اهواز توسط انگليسي‌ها به ايران فروخته شده است!!!

 به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، اين روزنامه چاپ رياض، روز دوشنبه در يادداشتي با ژست دروغین ضداستعماري و ضدانگليسي، با اشاره به اين ادعا نوشت: آيا نيروهاي استعمارگر حق دارند دولت ديگري را اشغال كرده و جزئي از زمين‌هاي دولت تحت استعمار خود را به دولت ديگري بفروشند؟نويسنده مي‌افزايد: قانون به هيچ نيرويي اجازه نمي‌دهد كه زميني را اشغال كرده يا به استعمار خويش درآورد و يا دولت ديگري وضع آن زمين را تغيير دهد. طبق قانون، تمام اقدامات استعمارگران و حاميان آنها كه باعث مي‌شود نيروهايي امور منطقه‌اي را اداره ‌كنند يا دولت‌ها را تغيير دهند، موقتي است و پس از استعمار، اقدامات باطل استعمارگران پايدار نمي‌ماند. همان گونه كه بسياري از نيروهاي سلطه‌جو بر زمين‌هايي تنها با اشغال و نيروي نظامي يا تباني و خريد سيطره پيدا كردند و آنها را جدا كردند. وي براي نمونه به سه جزيره ايران اشاره مي‌کند و مي‌گويد: جزاير سه گانه امارات عربي!!!: تنب بزرگ و تنب كوچك و ابوموسي كه به گفته محمدعلي حسيني، سخنگوي وزارت خارجه ايران، در سال 1970، هنگامي كه انگليس ساحل خليج عربي!!! را همانند پادشاهي عمان و دولت امارات عربي و قطر و بحرين به استعمار گرفته بود، شاه ايران، رضا پهلوي، آنها را از انگليس خريد!!! نويسنده آنچنان ناشيانه جملاتي را به سخنگوي وزارت خارجه ايران نسبت می دهد که حتی نام شاه ایران را هم اشتباه می نویسد !!

خبرگزاری بین المللی بازتاب

 

اقدام تحسین برانگیز روزنامه کیهان در درج مالکیت ایران بر بحرین Bahrain & Great Iran

متن مقاله روزنامه کیهان تهران در پاسخ به تجاوز غیر قانونی اعراب و واکنش حقیقی و تاریخی ما ایرانیان

"آواز کوچه باغی" اصطلاحی است شناخته شده در فرهنگ قدیم تهران ودر مواردی به صورت ضرب المثل درآمده است.به گفته قدیمی ترها –که امروز تعداشان زیاد نیست - در آن سال های نه چندان دور که تهران شهر خلوتی بود وپاسی از شب گذشته،سکوت همه جا را فرا می گرفت.افرادی که بهر علت ناچار بودند در ساعات پایانی شب از کوچه های تاریک و خلوت عبور کنندو احیاناً از تاریکی و خلوتی می ترسیدند برای غلبه بر ترس با صدای بلند زیر آوز می زدند. این آوازها به آواز کوچه باغی معروف بود- یا یکی از انواع آوازهای کوچه باغی بود-وهنگامی که صدای عابری با این آواز بلند می شد و چهچهه ی پایانی آن با کلماتی مانند حبیب من...عزیزمن...امان امان و..می پیچید،برخی از اهالی محل که دل ودماغ بیشتری داشتندو انگیزه رهگذر آوازه خوان را می شناختند،سر از پنجره بیرون آورده و با جملاتی نظیر دمت گرم!...دارمت!و...با او همراهی می کردند،یعنی این که نترس! خوف نکن! ما بیداریم...

5 شنبه هفته گذشته وزرای خارجه دفاع و امنیتی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در پایان اجلاس سه روزه خود در ریاض،بار دیگر(وبه روال چند ساله اخیر) با صدور بیانیه ای از ادعای موهن مالکیت امارات متحده عربی بر جزایر سه گانه تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی حمات کردند و از جمهوری اسلامی خواستند از طریق مذاکره به اختلاف موجود درباره ی مالکیت این سه جزیره پایان دهد!

کشورهای عضوشورای همکاری خلیج فارس(عربستان، عمان، کویت، امارات متحده عربی و قطر) که سابقه ی تشکیل هیچ یک به 100 سال نمی رسد،به خوبی از حاکمیت قطعی ایران بر جزایر سه گانه و اسناد این حاکمیت بلامنازع باخبرند و حتی در دورترین افق های ذهن خویش هم نمی توانند تصور روزی راداشته باشند که این حاکمیت کمترین خدشه ای پیدا کند،بنابر این انگیزه ی آنها از تکرار این اعای واهی و بی اساس هرچه باشد ،احتمال خروج این سه جزیره از حاکمیت ایران نیست،پس ماجرا چیست؟

برای پاسخ به این سئوال ابتدا باید به اسنادی که حاکمیت قطعی ایران بر جزایر سه گانه را نشان می دهد اشاره کرد؛

1. علاوه بر نقشه های متعددی که از دوران یونان باستان (قبل از میلاد مسیح) برجای مانده و در آنها از تمامی جزایر خلیج فارس با عنوان بخشی از سرزمین ایران یادشده است،در سده های اخیر نیز تمامی نقشه های رسمی که از سوی کشورهایی نظیر انگلستان،فرانسه، روسیه، پرتغال، اسپانیا و... تهیه شده و به عنوان اسناد رسمی نگهداری می شوند،جزایر خلیج فارس از جمله سه جزیره تنب بزرگ و کوچک و ابوموسا را بخشی از خاک ایران دانسته اند.از جمله دولت انگلیس که بیش از دو سده در منطقه حضور داشته و درمواردی نیز با دولت های وقت ایران درگیر بوده است،در مجموع23 نقشه ی رسمی از منطقه تهیه کرده است که در تمامی آنها بدون استثناء جزایر سه گانه متعلق به ایران است.

2. در سال 1830 کاپیتان جی.بی.بروکس G.B.BRUCKS از سوی کمپانی هند شرقی وابسته به دولت استعماری انگلیس نقشه ای رنگی از خلیج فارس تهیه می کند. در این نقشه رنگی که نسخه هایی از آن در وزارت خارجه انگلیس ومخزن اسناد سازمان ملل متحد نگهداری می شود،3 جزیره تنب یزرگ و کوچک وابوموسا به رنگ خاک ایران ترسیم شده است. کاپیتان بروکس نزدیک به 12 سال برای تهیه ی این نقشه در خلیج فارس بود.

3.در سال 1835"ساموئل هنل" از سوی دولت نگلیس مامور تعیین حدود کشورها در خلیج فارس می شود.هنل در نقشه ی خود یک خط فرضی در آبهای خلیج فارس ترسیم میکند که جزایر سه گانه در قسمت فوقانی (شمالی) این خط فرضی قرار داشته و متعلق به ایران دانشته شده است.

4. در ژانویه سال بعد(1836) سرگرد "موریسن" جانشین ساموئل هنل،ماموریت او را پی میگیرد و پس از مذاکره با شیوخ خلیج فارس نقشه ای که به تایید آنها رسیده بود را تهیه می کند.در این نقشه ،جزایر سه گانه در عمق بیشتری از خاک ایران قرار گرفته است.

5.در سال 1881 نیروی دریایی انگلیس بار دیگر نقشه ای از منطقه خلیج فارس تهیه می کند که در آن جزایرسه گانه و خاک ایران رنگ مشترکی دارند.

6.در سال 1886 دایره اطلاعات دولت انگلیس نقشه ایران را با رنگ یکسان جزایر وخاک ایران تهیه کرده و در12ژوئن همان سال این نقشه از سوی وزیرمختار انگلیس در تهران به ناصرالدین شاه تحویل داده می شود.

7.در سال 1908،دولت ایران امتیاز استخراج خاک سرخ (سنگ آهن ) رابه ونگهاوس آلمانی می دهد که دولت انگلیس به دلیل تیرگی روابط خود با آلمان، به ایران اعتراض می کند، دولت انگلیس در اعتراض خود خواهان کسب امتیاز استخراج خاک سرخ برای شرکت های انگلیسی است یعنی تایید بر حاکمیت ایران... و از ده ها سند دیگر،از جمله احکامی که دولت های وقت ایران برای انتصاب حکام-استانداران- خود در بندر لنگه که سه جزیره یاد شده بخشی از آن بوده است،صرف نظر می کنیم.

8.اصلی ترین و تنهاترین سندی که امارات برای اثبات ادعای خود ارائه می کند نامه ای است که شیخ یوسف فرماندار ایرانی بندر لنگه در سال 1882 به شیخ حمیدالقاسمی حاکم راس الخیمه می نویسد و در آن به عنوان تعارف و ابراز ادب -که آن هنگام بسیار متداول بوده و در بسیاری نامه های مشابه دیده می شود- نوشته بود؛ابوموسا از آن شماست(یعنی در خدمت شما هستیم!)

نکته در خورتوجه این که شیخ یوسف در ادامه همین نامه خطاب به حاکم راس الخیمه می نویسد «بَلَدَ لِنجِه بَلَدِکُِم» یعنی شهر بندر لنگه هم شهر شماست وعجیب آن که اماراتی ها وقتی به این نامه استناد می کنند جمله ی اخیر را که به وضوح نشان می دهد جمله قبلی فقط یک تعارف بوده را حذف می کنند!

9. در حقوق بین الملل و قوانین مربوط به مرزها و سرزمین ها،حاکمیت یک کشور بر یک منطقه از چند راه به اثبات می رسد. ازجمله«مالکیت تاریخی»،حاکمیت موثر یعنی برافراشته بودن پرچم،نصب حکام،حضور نیروی نظامی و... که تمامی این ملاک ها و معیارهای حقوقی از حاکمیت قطعی ایران برجزایر سه گانه حکایت دارد.

10.در میان کشورهای عضور شورای همکاری خلیج فارس،همراهی بحرین با سایر کشورهای عضو حساب جداگانه ای دارد،زیرا بحرین یخشی از خاک ایران بوده که در جریان یک زدوبند غیرقانونی میان شاه و دولت های آمریکا و نگلیس از ایران جدا شده است و امروزه اصلی ترین خواسته ی مردم بحرین بازگشت این استان جداشده از ایران به سرزمین اصلی و مادری آن، یعنی ایران اسلامی است و بدیهی است که این حق مسلم ایران و مردم استان جداشده آن نباید و نمی تواند نادیده گرفته شود.

11.واکنون با توجه به اسناد یاد شده که از حاکمیت قطعی و بلامنازع ایران بر جزایر سه گانه حکایت می کند، باید به این پرسش بازگشت که انگیزه اصلی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از ادعای واهی حاکمیت امارات بر جزایر سه گانه چیست؟ و آیا این ادعا می تواند غیر از وحشت آنان از زلزله ای که انقلاب اسلامی بر حکومت های قرون وسطایی و غیر قانونی آنها انداخته است علت دیگری داشته باشد.تمامی دولت های یاد شده با دخالت مستقیم قدرت های استکباری شکل گرفته اند و مردم کمترین دخالتی در تعیین دولت ،سیاست گزاری ها وتصمیم گیری های آن نداشته و ندارند.از سوی دیگر تمامی دولت های عضو این شورا در میان مردم خود به همکاری با رژیم صهیونستی و دستکم بی تفاوتی در مقابل جنایات این رژیم علیه مردم فلسطین متهم هستند.حاکمان دولت های یادشده به خوبی می دانند که در عصر بیداری اسلامی با الگوی انقلاب اسلامی حاکمیت یک خانواده برسرنوشت مردم و غارت ذخایر ملی، امکان پذیر نیست و از آنجا که لرزه ی منجر به فروپاشی رژیم های غیرقانونی خود را ناشی از الگوی جمهوری اسلامی ایران می دانند و دراین مورد حق دارند! دشمنی با ایران اسلامی را به عنوان یکی از اهداف استراتژیک خود برگزیده اند...و چه گزینش خطرناکی،نه برای ایران،که برای ادامه حاکمیت خودشان.                                                    

حسین شریعتمداری 18 تیرماه 1386 روزنامه کیهان تهران

هر عملی بر ضد ایران عکس العملی شدیدتر در برخواهد داشت

روزنامه ایران هشتم امرداد ماه 1386

روزنامه ایران در گزارشی دستاوردهای سفر وزیر امور خارجه ایران به بحرین را چنین نوشت : در پی تماسهای سران بحرین بر ضرورت سفر وزیر امور خارجه ایران به بحرین برای خاموش کردن آتش برافروخته شده از سوی گروهکهای افراطی سلفی بحرینی ( وابسته به استعمار ) پیرامون مالیکت تاریخی ایران بر بحرین , منوچهر متکی پس از دیدار با همتای بحرینی خود گفت : پس از دخالتهای و درج مطالب غیرواقعی و تفرقه برانگیز برخی روزنامه های افراطی عرب بر ضد ایران ( دریای پارس و جزایر سه گانه ) نمی توان انتظار داشت که روزنامه های ایران به این امر ملی بی تفاوت باشند . بدون شک هر عملی در صحنه بین المللی عکس العملی شاید شدیدتر نیز در پی خواهد داشت .

 

بخشی از سخنان مضحک شیخکهای بدوی حاشیه خلیج فارس بر ضد ایران بزرگ

 

 

هر کس در بحرین به ایران باور داشته باشد مرتد و واجب القتل است !!!

به گزارش خبرنگار «بازتاب» از منامه، «يوسف مبارك»، مقاله‌نويس روزنامه «الوطن» البحرین در سرمقاله تحت عنوان «ايران قدرت منطقه‌اي ـ چشم‌اندازها و طمع‌ورزي‌ها» ايران را كشوري داراي سابقه توسعه‌طلبي و طمع‌ورز توصيف كرده و رفتارش با مردم اهواز و اهل سنت را بدتر از رفتار رژيم صهيونيستي با عرب‌هاي 1948 دانسته است!!

اما جالب‌تر از همه فتواي «شيخ جاسم سعيدي»، نماينده مستقل سلفي مجلس نمايندگان است كه گفته: «هر كسي به صحت اظهارات شريعتمداري ايمان داشته باشد كه بحرين بخشي از خاك ايران است، در زمره «خوارج» قرار مي‌گيرد و كسي كه از ولايت امر خارج شود، طي سه روز بايد توبه كند و اگر توبه نكرد، مجازات وي قتل است كه از سوي ولي امر تعيين مي‌شود‌. وي خواستار عذرخواهي ايران يا قطع مناسبات با ايران شد. همچنين دكنر «شيخ ناجي العربي» گفته: «ولي امر بحرین ، شرعا و قانونا حق دارد كسي را كه به اظهارات شريعتمداري ايمان داشته باشد، مجازات كند».  
 

گستاخی یک نماینده سلفی وابسته به انگلیس بحرینی نسبت به ایران  

یک نماینده پارلمان بحرین در اظهاراتی گستاخانه خواهان موافقت ایران با تغییر نام خلیج فارس به واژه مجهول «خلیج» شد. به گزارش مردميار و به نقل از روزنامه اماراتی گلف نیوز !! ، جاسم السعیدی با محکوم کردن آنچه مخالفت ایران با پیشنهاد تغییر نام خلیج فارس به «خلیج» نامید، گفت: "این یک مساله امنیت ملی برای دولت های خلیج (فارس) است." وی در بیانیه مطبوعاتی خود ادعا کرد: "چنین نگرشی (مخالفت ایران با تغییر نام خلیج فارس) باعث تشدید تنش ها بین اعراب و ایران بر سر این مساله می شود و در راستای منافع منطقه نخواهد بود."این اظهارات پس از آن عنوان می شود که سید علی حسینی، سخنگوی وزارت خارجه ایران دوشنبه گذشته با پیشنهاد تغییر نام خلیج فارس مخالفت کرد و گفت: "خلیج فارس تا ابد، خلیج فارس باقی خواهد ماند."نماینده پارلمان بحرین که کشورش یکی از استانهای ایران بوده است و با زد و بد انگلستان از ایران جدا شده است اضافه کرد: "به عنوان یک مصالحه باید بر سر نامیدن این گستره آبی به واژه ( مجهول ) «خلیج» به توافق برسیم و از اظهارات تندی که هر شهروند عربی را به مبارزه می طلبد، خودداری کنیم!!" السعیدی که یک نماینده مستقل با گرایشات سلفی در پارلمان بحرین است خاطرنشان کرد: "این یک مساله امنیت ملی برای دولت های خلیج (فارس) است و نباید آن را به بوته فراموشی سپرد."یادآور می شویم  "سعید جلیلی"، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در اوایل دی ماه 1386 در اظهاراتی که توهم آفرین بود خلیج فارس را خلیج دوستی نامید که این امر دستاویزی برای انتقادات داخلی از وی شد و براساس گزارش گلف نیوز، گویا برخی عرب ها نیز آن را به عنوان پیشنهاد تغییر نام خلیج فارس تعبیر کرده اند! در حالی که این تنها یک استراتژی منطقه ای برای صلح بوده است و نه تغییر نام محلی تاریخی و سخنگوی وزارت خارجه در کنفرانس مطبوعاتی هفتگی خود اعلام کرد: "منظور آقای جلیلی این بودکه خلیج فارس، محلی برای دوستی و آرامش دولت های منطقه است." تهران بارها تاکید کرده که نام خلیج فارس تا ابد خلیج همیشه فارس باقی خواهد ماند.

 

وحشت اعراب از بازپسگیری سرزمینهای ایرانی در عراق

یک گروه از روحانیون افراطی و وابسته به آمریکا و انگلیس سنی عراق با صدور فتوایی خواستار تحریم کلیه کالاهای ایرانی در عراق شدند. در متن این فتوا همچنین هشدار داده شده:" چنانچه عراقی ها به ادامه معامله با ایران ادامه دهند، زمینه تاسیس امپراطوری ایران بر روی آواره های عراق فراهم خواهد شد." شیخ عبد الوهاب الکبیسی در مصاحبه با "اسلام تودی" گفت: از این پس با کالاهای ایرانی درست مثل کالاهای دانمارکی برخورد خواهیم کرد! ( شایان ذکر است تیسوف عراق پایخت تمدن ایران بزرگ بوده است و پس از حمله اعراب فرهنگ ایرانی آن منطقه تا حدودی به عربی تغییر میکند . از سوی دیگر مناطق شمالی عراق که به اقلیم کردستان مشهور است همگی بخشی از خاکهای ایران در زمان صفویان است که در جنگ با سپاه متجاوز عثمانیان به اشغال در آمده است . همچنین خود نام بغداد عراق نامی ایرانی است به معنی بغ + داد = داده شده از سوی خدا . )

 

بر اساس نظر سنجی شبکه الجزیره 75% از اعراب خواهان دوری از ایران هستند !!!

چهره واقعی روابط ایران و عربها در این نظر سنجی به روشنی آشکار شده است . ملت ایران با هزاران سال تاریخ و تمدن شهرنشینی باشکوه , یکی از ارکان اصلی در شکل گیری تمدن بشری شناخته می شود و تمدن اعرابها با بادیه نشینی و فحشا و صحرا گردی در جهان مشهور میگردد . این دو ملت هرگز نخواهند توانست دوستان نیکویی برای یکدیگر باشند . پس از هرگونه باج دهی و کوتاهی در برابر آنان بایستی شدیدا پرهیز کرد . در جنگ ایران و عراق این امر عملا ثابت شد . زیرا کلیه کشورهای عربی به حمایت از صدام برخواستند ولی چه نیکو و فداکارانه ایرانیان در برابر این تازیان و دهها کشور بیگانه دیگر ایستادگی کردند . تیره های عرب ساکن خوزستان مستثنی هستند و در عمل از اعراب بادیه نشین شبه جزیره جدا می باشند زیرا با ایرانیان پیوند خونی برقرار نموده اند .  

 

دیدگاه ملت ایران نسبت به شیخکهای بدوی حوزه خلیج فارس طبق یک نظر سنجی

گسترش توهمات متجاوزانه شیخک های بدوی حوزه خلیج فارس که کشورهایشان چند صباحی است به استقلال دست یافته اند موجب گردیده است , یکی از پایگاه های خبری کشورمان به نام "عصرایران" دیدگاه مردم داخل را در پاسخ به این توهمات اعراب بررسی کنند . اعراب که در طول تاریخ مورد نکوهش همه بشریت بوده اند ( اعراب خوزستان بخشی از ملت ایران هستند و جدای از تازیان شبه جزیره می باشند )  امروز به برکت نفت و منابع بیکران خلیج فارس به ثروتهای نامشروعی دست یابند و در نتیجه به دلیل فقدان فرهنگ و تمدن کافی از این ثروت در جهت نامشروع و سو بهره ببرند . که نمونه های آن را در جنگ نابرابر ایران و عراق دیدیم که هزاران میلیارد دلار از خزانه آنان ( اتحادیه عرب , اتحادیه کشورهای حوزه خلیج فارس ) راهی ارتش بعث عراق گردید . یا هزینه های کلانی که برای جعل نام خلیج فارس شده است و . . .

از این روی مردم یکی از حربه های اصلی در پاسخ به این عروسکهای استعمار را تلاش های ملی و معنوی ایرانیان در جهت بازپسگیری مجمع الجزایر سوق الجیشی بحرین در خلیج همیشه فارس دانسته اند که طی یک ترفند بین المللی از خاک ایران جدا شد . از این روی این نظر سنجی جالب و قابل تعمل می باشد که پس از حدود چهل سال از جدا شدن بحرین امروز باردیگر صداهای بسیاری برای پس گیری بحرین شنیده می شود . برخی از سخنان هم میهنان در پاسخ به اعراب :

فراموش نکنیم که اینها همان حامیان صدام جنایتکار در زمان جنگ با ایران هستند / ايران بايستي استاندار بحرين را هرچه سريعتر انتخاب كند/اعراب جنوب خلیج فارس براي رسيدن به جزاير سه گانه بايد در درياي خون شنا كنند. / گویا اماراتی ها فراموش کرده اند که پدرانشان در دهه 50 حقوق بگیر فرمانداری بندرعباس بوده اند و اسناد ان در بانک صادرات و فرمانداری بندر عباس موجود است.

متن کامل دیدگاه مردم ایران نسبت به شیخکهای حوزه خلیج فارس

 

 

تازیان بدوی کویت , ایرانیان را بدتر از کفار نامیدند !!! ( 1 امرداد 1386 )

در ادامه اهانت‌ها و توهين‌هاي بي پايه كشورهاي عربي و تشديد مطالب مطبوعاتي و اظهارات مقامات اين كشورها عليه تماميت ارضي ايران و حاكميت كشورمان بر جزاير سه گانه، مطبوعات كويت در مقالاتي هماهنگ به صورت مستقيم و غيرمستقيم، ايران را «دشمن خدا و اسلام» و «بدتر از كفار غربي» و «دشمن اعراب» توصيف كردند. به گزارش خبرنگار «بازتاب» از كويت، روزنامه‌هاي «الوطن»، «القبس» و «السياسه» كويت، كه همه روزه ميزبان يادداشت‌ها، مقالات و تحليل‌هاي ضدايراني است، با دستاويز قرار دادن مقاله «كيهان»، به انتشار مقالات گوناگوني پرداختند، كه حجم آن طي هفته گذشته به بيش از سي مقاله و گزارش مي‌رسد.در همين حال، «عبدالعزيز العتيبي»، از علماي كويتي و دارنده دكتراي شريعت اسلامي، در مقاله‌اي در روزنامه «الوطن» ـ چاپ كويت ـ با ذكر اين مطلب كه فارس‌ها (ايراني‌ها) دشمنان اسلام و مسلمين بوده و بدتر از كفار غرب هستند، نوشته است: «يهود و نصاراي كشورهاي غربي از نزديكان به دين اسلام هستند و فارس‌ها و مجوسي‌ها به دور از دين اسلام هستند زيرا آنها اهل كتاب بوده‌اند كه اين امر نشان مي‌دهد فارس‌ها و مجوسي‌ها به دين اسلام هيچ نزديكي ندارند».اصطلاح مجوسي‌ها كه صدام حسين آن را عليه ايران در جنگ تحميلي استفاده كرد، مورد استقبال مقاله‌نويسان مطبوعات كويتي از جمله روزنامه‌هاي «الوطن» و «السياسه» است داراي بالاترين حمايت مقامات دولتي كويت هستند.

العتيبي در ادامه مقاله خود كه در روزنامه متعلق به يكي از شخصيت‌هاي خاندان حكومتي كويت است، مي‌نويسد: «فارس‌ها قصد دارند امپراطوري از دست رفته كسري را كه بر نيمي از جهان سيطره پيدا كرده بود، زنده كنند كه اين باعث نگراني و گسترش فتنه و ناامني است اما كسري هلاك شده است و گنج‌هاي آنها در راه خدا تقسيم شده است». اين مفتي كويتي، اقدامات ايران را با هدف بازگشت به دوران پادشاهي كسري قلمداد كرده است و مي‌افزايد: «فارس‌ها قومي هستند كه هميشه در طمع‌هاي سياسي و طايفي بوده‌اند و كساني كه مايلند با آنها روابط برقرار كنند، بايد بدانند فارس‌ها دشمن خدا و پيامبر اسلام هستند و من نسبت به پيروان كسري و ارتباط با آنها هشدار مي‌دهم و اميدوارم دشمنان خود را بشناسيد تا خداوند پيروزي و سلامت را براي شما بيافريند».

 

کشور جعلی کویت و بحران سازی منطقه ای در جهت منافع استعمار انگلستان

در ارتباط با گستاخی مقامات کویتی که در بالا ذکر شد شایسته کمی در مورد تاریخچه کشور جعلی کویت که به همت پیر استعمار جهان بریتانیای ننگین بنا شد مقداری آگاهی داشته باشیم , کویت در حقیقت بخشی از خاکهای عراق است که به دلیل منابع سرشار نفتی و نزدیکی به خلیج فارس توسط انگلیسی ها از بدنه عراق تجزیه شد . این کشور جعلی پایه یکی از بحران آفرینی ها منطقه به نفع استعمار انگلستان است . به همین جهت تاریخچه ای کوتاه از این کشور جعلی انگلیسی را لازم می دانیم بررسی کنیم :

كويت در تاريخ معاصر منطقه , جزوي از امپراطوري عثماني و قسمتي از ايالت بصره عراق بوده است و در پیش از آن در زمان نادرشاه و پیشتر آن بخشی از خاک ایران بوده . تا اينكه طي قراردادي در تاريخ 29 ژوئيه 1913 ميلادي بين امپراتوری بريتانيا و امپراتوری عثماني، كويت به عنوان ايالت خودمختار در چارچوب امپراطوري عثماني شناخته شد و حاكم كويت يك مامور عثماني به شمار مي رفت. نكته مهم در اين قرارداد عدم اعطاي استقلال كامل به كويت بود و در چارچوب اين قرارداد خودمختاري كويت با حاكمي به عنوان مامور دولت عثماني به رسميت شناخته شد.از آنجا كه حاكم كويت در سال 1899 طي قراردادي مخفيانه کویت را تحت الحمايه بريتانيا قرار داد پس از پايان جنگ جهاني اول كه سرزمين هاي عثماني تجزيه شد با حمايت مستقيم بريتانيا و عليرغم اعتراضات بسيار گسترده عراق، كشور كويت رسماً از عراق جدا شد و از ان تاريخ عراق هيچگاه اين تقسيم بندي را قبول نكرد.درباره اهداف انگلستان از ايجاد يك كشور جعلي كه هيج يك از عناصر اصلي تشكيل دهنده يك كشور را نداشت فرضيه هاي گوناگوني ارايه شده است ولي هدف اصلي استعمارگر بزرگ انگلستان غارت منابع سرشار نفتی جنوب ایران - مانع شدن عراق از ورود به آبهای خلیج فارس و ايجاد يك كانون بحران در منطقه توسط یک کشور بسیار کوچک جعلی به نام کویت بوده است .

اين سياست انگلستان در تمامي مستعمراتي كه از استعمار اين كشور آزاد شد به وضوح مشاهده مي شود. سياست انگلستان در تمامي اين مستعمرات اين بود كه هنگام خروج از آنجا كانون هاي بحراني با استفاده از ايجاد مشكلات در مرزبندي ان مناطق جهت استفاده هاي بعدي خود ايجاد مي كرد.آنچه مشخص است بر پايه اسناد و مدارك مستدل تاريخي، هنگام تشكيل كشور جعلي كويت جمعيت قابل ملاحظه اي به عنوان يكي از مهمترين عناصر لازم براي تشكيل يك دولت جديد در اين منطقه وجود نداشت.در حال حاضر قریب به اتفاق جمعيت كويت از اتباع ايران، عراق و عربستان تشكيل شده كه طي چند دهه اخير تابعيت كويتي كسب كرده اند.از عناصر لازم ديگر براي تشكيل يك كشور جديد مسئله حاكميت مي باشد كه هنگام تشكيل دولت جعلي كويت حكومت مستقلی در اين منطقه حاكميت نداشت. كشور عراق در طول دوران استعمار انگلستان به دليل ظلم و ستم استعمارگران بهاي زيادي را پرداخت ولي بدترين خيانت استعمارگر پير به مردم عراق جدا كردن يك بخش بسيار مهم و استراتژيك از خاك عراق بود.در حال حاضر علاوه بر ضرر هنگفت مردم عراق به دليل ازدست دادن منابع سرشار نفت كويت براثر جدا شدن اين سرزمين از خاك مادري خود توسط انگلستان ، دسترسي اين كشور به آبهاي آزاد نيز محدود شده است.هم اكنون كشور عراق به دليل داشتن ساحل بسيار كم در خليج فارس و عمق بسيار كم منطقه ساحلي عراق عملا دسترسي چنداني به درياهاي آزاد ندارد.براساس دلايل فوق، عراق هيچگاه زير بار اين اقدام ظالمانه دولت انگلستان مبني بر جدا كردن يك بخش استراتژيك از خاك كشورش نرفته و علاوه بر به رسميت نشناختن آن، در طي هشتاد سال اخير بارها جهت بازگرداندن كويت به خاك كشور مادر يعني عراق اقدام نموده است.نكته بسيار مهم اينكه انديشه حاكميت عراق بر كويت مطلبي نيست كه فقط توسط دولت هاي اين كشور از زمان جدا شدن كويت از عراق مطرح شده باشد بلكه اين باور كه كويت جزئي از خاك عراق بوده و طي قراردادهاي ظالمانه توسط استعمارگر پير انگلستان از اين كشور جدا شده به شدت در بين مردم عراق رواج دارد و اکثر مردم اين كشور كويت را جزيي از خاك عراق مي دانند.در زير اقدامات حكومت هاي مختلف عراق طي هشتاد سال گذشته كه براي بازپس گيري كويت انجام شده است را به صورت خلاصه بررسي مي نماييم.

پادشاه فيصل اول (1921-1933)

نماينده اين دولت در كنفرانسي در نوامبر سال 1922 به بيرسي كوكس نماينده انگليس و پادشاه عربستان اعلام كرد كه كويت و حتي تا 12 مايلي رياض را متعلق به عراق دانسته است.

غازي اول (1933-1939)

- مطبوعات عراق از جمله روزنامه الاخاء در ماه مي 1934 و روزنامه الثغر در اگوست 1934 كويت را جزو ايالت بصره معرفي كرده و خواستار بازگرداني آن شدند.

- در سال 1935 جعفر العسكري، وزير دفاع عراق خواستار بازگرداني جزاير بوبيان و وريه به دليل تشكيل شدن آنها از خاك عراق شد.

- در سال 1938 نيروهاي نظامي عراق براي بازگرداني كويت به بصره وارد ميدان شدند اما با مقاومت نيروهاي انگليسي روبرو شدند.

- رستم حيدر قائم مقام وزارت خارجه عراق در شوراي مشورتي اين كشور كويت را جزئي از ايالت بصره عنوان مي كند.

عبد الااله (1939-1953)

- در نوامبر 1939 وزارت خارجه عراق با احضار سفر انگليس در بغداد به وي رسما اعلام كرد كه عراق قصد دارد در جزاير بوبيان و وربه بندر اقتصادي ايجاد كند.

- در ژوئن 1940 عراق به ديكسون، نماينده سياسي بريتانيا در كويت رسما نسبت به ترسيم مرز عراق و كويت از سوي استعمارگر انگليس اعتراض كرد.

- از سال هاي 1940 الى 1952 نيز عراق همواره از انگليسي ها خواسته است كه بدون درگيري نظامي كويت را به خاك مادري بازگردانند.

فيصل دوم (1953-1958)

- در اوريل 1957 الى اوايل سال 1958 نخست وزير عراق بارها خواستار بازگرداني كويت به خاك مادري شد.

- نوري السعيد در ماه مي 1957 خواستار بازگرداني كويت به عراق و زير پاگذاشتن سياست هاي استعماري بريتانيا شد.

عبدالكريم قاسم (1958 - 1963)

- در 29 اوريل 1961 پادشاه عراق در نامه اي با حمله به قرارداد مخفيانه كويت در تحت الحمايه قرار دادن خود به انگليس، تاكيد كرد كه كويت زير نظر عراق است.

- در 17 مي 1961 هاشم جواد وزير خارجه عراق در ديدار با سفير آلمان در بغداد تاكيد كرد كويت جزئي از خاك بصره است.

- در 20 ژوئن 1961 پادشاه عراق در پيامي به كويت لغو قرارداد 1899 كويت و انگليس را تبريك گفت. در فرداي اين نيز وي نسبت به سياست هاي استعماري انگليس اعتراض كرد.

- در 25 ژوئن 1961 عبدالكريم قاسم طي كنفرانسي مطبوعاتي در وزارت دفاع عراق گفت: كويت از نظر تاريخي و حقوقي متعلق به عراق و از توابع ايالت بصره عراق است. يكروز پس از آن نيز، عراق در يادداشتي به تمامي سفارتخانه هاي عربي در بغداد تاكيد كرد كه كويت جزو عراق است و عراق نخواهد گذاشت استعمارگران اين حقيقت را نابود كنند.

- در فاصله روزهاي 27 الى 29 ژوئن 1961 فرماندهاي نظامي و سياسيون عراقي در نامه اي به پادشاه عراق از بازگرداني كويت به سرزمين مادري حمايت كردند.

- در 30 ژوئن 1961 پادشاه عراق در بازديد هوايي از مرزهاي كويت و عراق گفت: كويت به عراق باز خواهد گشت. وي همچنين در كنفرانسي مطبوعاتي با روزنامه نگاران انگليسي كويت را جزو خاك عراق دانست و گفت: آيا جايز است كه بياييم مكه مكرمه را به دليل اينكه در آن حجاج هندي وجود دارند يك شهر هندي دانست!

- در تاريخ 4 دسامبر 1961 پادشاه عراق مورد سوء قصد قرار گرفت و وي در موضعگيري تاكيد كرد كه در صورتيكه كويت از سرزمين مادري دور باشد جنگ بزرگي را در خاورميانه بوجود خواهد آورد.

- در اين ماه همچنين اموال كويتي ها در بانك هاي عراق مسدود شد و مقامات سياسي تاكيد كردند كه در بازگرداندن کویت به عراق هستند.

- در 14 مارس 1962، عبدالكريم قاسم كويت را خاك دزديده شده عراق دانست.

عبدالسلام عارف (1963 - 1966)

- در اوريل 1964 از كويت درخواست كرد براي عدم استفاده شوروي از حق وتو براي عضويت اين كشور در سازمان ملل، 30 ميليون دينار كويتي به عراق دهد.

عبدالرحمن عارف (1966-1968)

- در اين زمان پادشاه عراق مشغول امور داخلي شد و طي ان نيز مخالفان وي اعتراض شديدي در مقابل سكوت وي درباره كويت وارد كردند.

احمد حسن البكر (1968 - 1979)

- در سال 1973 صدام حسين از پادشاه عراق براي بازگرداني جزاير وربه و بوبيان به عراق حمايت كرد.

- در 20 مارس 1973 عراقي ها وارد مرزهاي كويت شدند و بر مراكز مرزي تسلط پيدا كردند.

صدام حسين (1979-2003)

- صدام حسين ملعون در ادامه سياست هاي عراق براي بازگرداني كويت به خاك مادري خود يعني عراق، با نيروهاي نظامي وارد كويت شد و طي دو ساعت تمامي سرزمين كويت را متصرف كرد و طي آن نيز حكام و سران كويت از سرزمين خود فرار كرده و به عربستان پناه بردند.

در سال 1991 نيز با حمله نيروهاي امريكايي و ائتلاف به عراق، صدام مجبور به عقب نشيني از كويت شد اما همواره بر عراقي بودن كويت تاكيد كرد.

منبع: www.ariarman.com


تمامی حقوق این وب سایت محفوظ و متعلق به نویسندگان آن می باشد.
طراحی شده توسط : پوسته _قالب وبلاگ